شش خطی 8
همبستگی، اتحاد (Bi)

اسامی دیگر:

همراستا شدن، ادغام (مثل ریختن شاخه‌های فرعی به رود اصلی)، انسجام درونی، پیوستن، دوستی، همکاری نزدیک، نماد کمک به زیردستان، اتحاد، وحدت، گروه‌بندی، ائتلاف، هماهنگی، رهبری، جستجوی اتحاد، ادغام، همسازی، یکپارچگی

متن اصلی و تفسیر ای چینگ - تصویر شش خطی 8 - همبستگی، اتحاد (Bi) از جدول یی چینگ

واکاوی و توضیح:

ریشه‌شناسی و مفهوم کلیدی: (Bi)

واژهٔ «Bi» به معنای همبستگی، اتحاد، گروه‌بندی، و همچنین "حمایت کردن از" است. در چین باستان، این مفهوم به محله‌ای متشکل از پنج خانواده و یک رهبر(چیزی مانند کدخدا) گفته می‌شد که به‌صورت یک واحد همبسته و صمیمی بودند. از این رو، هستهٔ اصلی «Bi» را «وجود یک رهبر»، «ارتباط تنگاتنگ ادامه دار»، و «صمیمیت و پذیرش متقابل» تشکیل می‌دهد تا کلی منسجم و یکپارچه پدید آید.

ساختار نمادین: زمین در پایین، آب در بالا

نماد این شش‌خطی، چشمه یا آبی است که بر روی زمین جریان دارد و خاک تشنه را سیراب می‌کند. از این رو محور این سرزمین شده و "همبستگی و اتحاد" حول آن شکل می‌گیرد.

زمین: نماد پذیرش، حمایت، عشق، انبوه جمعیت و سرزمینی است که اتحاد بر روی آن استوار می‌شود. این می‌تواند نماد مردم، جامعه، یا توانمندی‌ها، مهارت‌ها و تجربه‌های گوناگون فرد باشد.

آب: نماد جریانی ادامه‌دار، خطرات و سختی‌های مسیر و صادقانه ادامه دادن در این مسیر است. ینگ میانی نماد این "چشمه‌ی حیات"، "رهبر شایسته" یا "عنصر مرکزی" است که اعضای این همبستگی را به هم پیوند می‌زند.

ویژگی‌های روانی-عملکردی:

فرد از درون پاک، مهربان و پذیرا است (زمین) و در بیرون استوار، صادق و متعادل (آب) است. به این ترتیب با بینش درست و خلوص نیت در طول مسیر با دیگران همراه می‌شود. این همراهی بسیار نزدیک است و فرد باید بتواند پذیرش، صداقت، تعادل و بینش درست خود را در طول آن حفظ کند. پس لازم است به خوبی خود را واکاوی کنید تا از توانمندی خود برای این مسیر مطمئن شوید، در اینصورت خطایی نخواهد بود.

هشدارها:

خط سوم: همبستگی با افراد نادرست. این خط به شدت هشدار می‌دهد که "با افراد ناشایست متحد نشوید"، زیرا این کار تنها به تحقیر و آسیب می‌انجامد و امکان پیوستن به انسان‌ها یا جنبه‌های درونی مناسب را صلب می‌کند.

خط ششم: همبستگی بدون رهبراین خط دربارهٔ "اتحاد بدون سر" هشدار می‌دهد. این زمانی است که یک گروه رهبر مشخصی ندارد یا حاضر به پذیرش رهبر نیست و در نهایت نتیجه‌ای جز بدبختی ندارد. مولوی: هر که تازد سوی کعبه بی دلیل   همچو این سرگشتگان گردد ذلیل / هر که گیرد پیشه‌ای بی‌اوستا   ریش‌خندی شد به شهر و روستا

نمونه‌های تاریخی-معنوی:

به طور کلی، این شش‌خطی به "پادشاه" یا "رهبری" اشاره دارد که پس از پیمودن مسیر به مرجعی قابل اعتماد برای دیگران تبدیل شده است و اکنون، زمان رهبری دیگران و در اختیار قرار دادن آگاهی و بینش به دست آمده، در طول مسیری شاید سخت و پر خطر است.  

  • رابطهٔ موسی(ص) و خضر(ص) که در آن خضر(ص) آگاه به اسرار الهی است و موسی(ص) به عنوان شاگردی پذیرا و مطیع به او می‌پیوندد، و از این چشمه‌ی آب حیات بهره‌مند می‌شود. این دوران نمونه‌ای از این همراهی تنگاتنگ در طول مسیر است که با سختی‌ها و چالش‌های قابل توجهی نیز همراه است و فرد باید بتواند صادقانه در طول این مسیر ادامه دهد.

سیر معنایی:

در شش‌خطی ۷ (ارتش)، شما با به‌کارگیری بینش درست، صداقت و استقامت بر مسئله (درونی یا بیرونی) پیروز می‌شوید. پس از پیمودن این مسیر، این توانمندی تجربی و حقیقی به چشمه‌ای جوشان برای استفاده‌ی دیگران تبدیل می‌شود. این گذر، تحول از «فرمانده» به «فرمانروا» است، اما در مقیاسی کوچک و مبتنی بر صمیمیت که واژهٔ «Bi» به آن اشاره دارد. از شش‌خطی سوم تا اینجا، تمام شش‌خطی‌ها دارای سه‌خطی آب هستند. به این ترتیب فرد در مسیر پرورش و تربیت خود، صادقانه این مسیر طولانی، سخت و خطرناک را پیموده و با کوله باری از تجربه، به جایگاه کنونی دست یافته است. البته این رهبری خود نیز، قدمی در مسیر پرورش و رشد است که دستاوردش برای رهبر، منسجم شدن دانسته‌ها و تجربیات گذشته است.


معرفی، سنجش، تصویر و خطوط بر اساس توضیحات ریچارد ویلهلم


معرفی شش خطی

آبهای سطحی زمین هرجا بتوانند به هم می‌پیوندند، مثل اقیانوس که محل به هم پیوستن همه‌ی رودخانه‌ها است.
به طور نمادین این پیوستن آب‌ها، بر همبستگی و قوانین آن دلالت می‌کند. از طرف دیگر، تمامی خطوط شش‌خطی جز خط حاکم (خط پنجم)، منعطف و پذیرنده (خط ین) هستند.
خطوط پذیرنده به واسطه‌ی تأثیر مردی قدرتمند که در جایگاه پنجم است به یکدیگر پیوسته‌اند، مردی که در مرکز همبستگی آن‌ها است.
به علاوه شخصیت راهنما و قدرتمند این همبستگی، مکمل‌های خود را در دیگران پیدا می‌کند.

سنجش شش‌خطی:

از «ون‌وانگ (شاه ون)» نگارنده‌ی ای‌جینگ (~سده‌ی نه تا یازدهم پیش از میلاد)

همبستگی خوش‌اقبالی به بار می‌آورد. بار دیگر از پنهان‌دان مشورت بگیرید تا ببینید همت‌ عالی، پایداری، و درستی و محکمی را دارا هستید(اطمینان حاصل کردن از اساس)؛ در اینصورت سرزنشی در کار نیست. کسانی که مطمئن نیستند کم‌کم می‌پیوندند. کسانی که دیر بیایند با بداقبالی روبرو می‌شوند.
-----
اویی چی‌شو: توافق نویدبخش است. اطمینان حاصل کنید که اساس همیشه درست باشد، تا به این ترتیب هیچ خطایی وجود نداشته باشد. در این صورت، کسانی که راحت نبودند خواهند آمد. جاماندگان بدشانس هستند.

ما به دیگران می‌پیوندیم تا به واسطه‌ی این پیوستن، مکمل و یاری کننده‌ی یکدیگر باشیم. اما این پیوستن هسته‌ی مرکزی و رهبری می‌خواهد تا دیگران بتوانند گرد او به هم بپیوندند.
تبدیل شدن به هسته‌ی تأثیرگذار این همبستگی برای برپا ماندن پیوندهای میان اعضای آن، مسئولیتی سنگین و جدی‌ است. این کار به روح بزرگ، استواری و قدرت نیاز دارد.
به همین خاطر اجازه دهید کسی که می‌خواهد دیگران را کنار هم جمع کند از خود بپرسد متناسب با این کار هست یا نه؟ چون اگر بدون صلاحیت لازم دست به این کار بزنید، چیزی جز سردرگمی‌ نصیب‌تان نمی‌شود؛ در اینصورت نبود همبستگی بهتر از بودن آن است.
اما وقتی گروه دور هسته‌ی اصلی مناسبی شکل گرفته باشد، کسانی که در ابتدا شک و تردید دارند کم‌کم خواهند پیوست.
دیر آمده‌ها به واسطه‌ی انتخاب‌شان با رنج و بداقبالی روبرو می‌شوند؛ چون در همبستگی زمان مناسب مسئله‌ی مهمی است. روابط بر اساس قوانین روشن درونی شکل گرفته و استحکام میابند. تجربیات روزمره این پیوندها را قوی‌تر می‌کنند، و کسی که در این تجربیات اولیه سهیم نشده است، باید رنج آن را بچشد و پشت در‌ بماند.
اگر فردی ضرورت همبستگی را بفهمد و حس کند توان کافی برای ایجاد و رهبری این همبستگی را ندارد، وظیفه‌ی او پیوستن به عنوان یک عضو در جمعی مناسب است.

تصویر شش‌خطی:

منسوب به «کنفسیوس» (~سده‌ی ششم تا پنجم پیش از میلاد)

آب روی زمین است:
نگاره‌ی همبستگی. به این ترتیب، پادشاهان روزگاران کهن، استان‌های مختلف‌ را به عنوان زمین می‌بخشیدند و روابطی دوستانه با خان‌های فرماندار (زمین‌داران بزرگ، فئودال‌ها) ایجاد می‌کردند.
-----
اویی چی‌شو: بدین ترتیب پادشاهان گذشته قلمروهای بی‌شماری تأسیس کرده و با لُردها ارتباط برقرار کردند.

آب در جریان است تا به آب بپیوندد؛ چون تمام آب‌ها از یک قانون تبعیت می‌کنند و پیوند مشترکی دارند. بنابراین پیوند انسان‌ها در گروه‌ها و جوامع انسانی، باید به واسطه‌ی علاقه‌های مشترکی باشد که اجازه می‌دهد فرد حس کند بخشی از این گروه (بخشی از کل) است.
قدرت مرکزی یک سازمان اجتماعی باید این را درک کند که هر عضوی از این گروه باید علاقه‌های حقیقی‌اش را در پیوند با این گروه بیابد، مثل رابطه‌ی پادشاه و مردم در چین باستان.

گفتارهای شش خطی 8

کنفسیوس: توافق فرخنده است. توافق یاری‌گری است؛ این به معنای پیروی مطیعانه پایین‌ترها است. اطمینان حاصل کنید که اساس همیشه درست است تا هیچ خطایی وجود نداشته باشد؛ سپس محکمی، متعادل خواهد بود. آنگاه آنان که راحت نبودند خواهند آمد—بالا و پایین پاسخ خواهند داد(هماهنگ‌ها خواهند پیوست). جاماندگان بدشانس هستند—مسیر آن‌ها به پایان می‌رسد(مسیر کسانی که هماهنگ نیستند به پایان می‌رسد).

تجربه‌ها و سوالات 8

هنوز گفت و گویی برای شش خطی 8 ثبت نشده

با ثبت تجربه و حتی پرسش خود به بهبود درک دیگران هم کمک کنید


متن اصلی خطوط از «وو‌وانگ» (پسر شاه‌ون) و «دوک ژو» (برادر کوچک‌تر شاه‌ون)، که پس از درگذشت وی به کتاب افزوده شد
(~سده‌ی یازدهم پیش از میلاد)


خط اول:

ویلهلم: صادق و وفادار بمانید؛ در این کار سرزنشی نیست. صادق چون سبوی سفالین سرشار: به این خاطر خوش‌اقبالی هم از بیرون به او می‌رسد.

تفسیر خط اول

اساساً صداقت تنها راه درست ایجاد روابط است. این نگرش با نماد کاسه‌ای سفالی مطرح شده و نشان می‌دهد باطن یا محتوای ظرف مهم است نه ظاهر آن. به همین ترتیب، آنچه درون شما است قدرت دارد و این قدرت آنقدر زیاد است که باعث می‌شود خوش‌بختی از بیرون، جذب شما شود.

خط دوم:

ویلهلم: از درون با او باشید. درستی و محکمی خوش‌اقبالی به بار می‌آورد.

تفسیر خط دوم

اگر هنگام پاسخگویی -پاسخ به معنی انتخاب آگاهانه‌ی رفتار خود در برابر آنچه بیرون در حال رخ دادن است، و در مقابل واکنش که رفتاری ناآگاهانه است- به مقامی بالاتر، با داشتن پشتکار و به کارگیری روش درست عمل کنیم، روابط ما با دیگران به طور طبیعی خوب خواهد بود و این عمل به دستورات، سرافکندگی به همراه ندارد. اما اگر با چاپلوسی بخواهید گوش به فرمان باشید و خودنمایی کنید، خود را کوچک و پست کرده‌اید. این راه انسان برتر نیست و سرافکنده می‌شوید.

خط سوم:

ویلهلم: شما به انسا‌ن‌های اشتباهی پیوسته‌اید.

تفسیر خط سوم

پیش می‌آید که در میان انسان‌هایی باشید که با فضای درونی شما هماهنگ نیستند. در این موارد باید بدانید که ممکن است به واسطه‌ی عادت‌ و روزمرگی‌ وارد روابط اشتباهی شوید. لازم به ذکر نیست که این می‌تواند نتایج بسیار بدی برای شما داشته باشد. حضور در جامعه و داشتن معاشرتی مناسب اما به دور از روابط نزدیک (صمیمانه، عاطفی یا جنسی)، تنها رفتار درست با اینگونه افراد است؛ چون در غیر اینصورت دیگر در آینده نمی‌توانید با انسا‌ن‌های هماهنگ با خود رابطه برقرار کنید.

خط چهارم:

ویلهلم: به صورت درونی و بیرونی با او باشید. درستی و محکمی خوش‌اقبالی به بار می‌آورد.

تفسیر خط چهارم

رابطه با کسی که مرکز این همبستگی است به خوبی شکل گرفته است. اینجا می‌توانید، و البته باید دلبستگی خود را آشکار کنید. در ضمن باید پایدار بمانید و از مسیر خود منحرف نشوید.

خط پنجم:

ویلهلم: ظهور همبستگی. در شکار، پادشاه تنها از 3 راه به دنبال شکار می‌فرستد و شرایط را طوری ترتیب می‌دهد تا مسیر پیش رو برای فرار شکار باز بماند. نیازی نیست به شهروندان اخطار داده شود.

تفسیر خط پنجم

هنگام شکار سلطنتی در چین باستان، سه طرف مهار می‌شده و طرف مقابل پادشاه باز می‌مانده است. به این ترتیب، شکار می‌توانسته از مسیر روبرو فرار کند. تنها حیواناتی که به سمت پادشاه می‌آمدن شکار می‌شدند یا به عبارتی، تنها حیواناتی که به صورت اختیاری خود را در معرض شکار شدن قرار می‌دادند شکار می‌شدند. اینجا حاکم یا انسان تأثیر گذاری به تصویر کشیده شده که مردم جذب او شده‌اند. کسانی که به سمت او می‌آیند پذیرفته می‌شوند و کسانی که نخواهند می‌توانند راه خود را بروند. او هیچکس را فرا نمی‌خواند -ترغیب نمی‌کند- هرکس که خودش بخواهد می‌‌پیوندد. در این روش او پیوندهای داوطلبانه ایجاد می‌کند. اعضا نیازی به محافظت از خود ندارند؛ چون خودشان آمده‌اند و به خواست خود آن‌جا هستند. به همین دلیل می‌توانند نظرشان را به راحتی بیان کنند. تحت‌ نظر گرفتن دیگران هم لزومی ندارد. همین اصل آزادی در زندگی معمولی برقرار است. نباید از مردم بخواهید به شما بپیوندند. اگر پاکی و قدرت درونی لازم برای یک رهبر را در خود پرورش دهید، پیروان‌تان به خواست خود به شما خواهند پیوست.

خط ششم:

ویلهلم: او سری برای همبستگی پیدا نمی‌کند. بداقبالی.

تفسیر خط ششم

سر یعنی ابتدای کار. اگر کاری درست شروع نشود، امیدی به پایان خوب آن نیست. ما اگر فرصت مناسب برای پیوستن را از دست دهید و در داشتن حس از خود گذشتگی تردید کنید، وقتی دیگر دیر شده متوجه اشتباه‌تان می‌شوید و افسوس می‌خورید.