واژهشناسی و مفهوم کلیدی:
گِه (Ge) در اصل به معنای پوست خام جانور بوده که پس از فرآیند دباغی، به چرم دگرگون میشود. بر همین پایه، معانی جایگزینی، دگرگونی و نوسازی را در بر داشت. این معنا گسترش یافت و انقلاب—برانداختن ساختارهای کهنه و گشودن راهی نو—را نیز در بر گرفت. ایدهنگار آن، تصویری از یک پوست خام است که در معرض آفتاب قرار گرفته تا خشک شود.
روی هم رفته، این وضعیت فرآیند تحول و دگرگونی را، هم در حال درونی فرد و هم در اوضاع بیرونی، نشان میدهد که فرد آگاهانه، در طول این مسیر، ناپاکیها را زدوده و «نظم نوینی» ایجاد میکند که درخشانتر و خوشایندتر است.
ساختارشناسی: آتش (☲) در پایین، دریاچه (☱) در بالا
آتش (لی ☲) و دریاچه (دوئی ☱) که ذاتاً متضاد هستند، در حال دگرگونسازی یکدیگرند. اما برخلاف ششخطی ۳۸ (گوناگونی)، که در آن آب و آتش از هم دور میشوند، در «دگرگونی» جهتگیری آنها رو به یکدیگر است و تحولی همهجانبه در یکدیگر، و در نتیجه، در کل فضا ایجاد میکنند. (حرکت آتش رو به بالا، و حرکت آب دریاچه رو به پایین است.)
«دگرگونی»، به معنای رسیدن به شادی (دریاچه ☱) از طریق پالایش و تزکیه (آتش ☲) است. اما زدودن ناپاکیهای کهنه به معنای فراموشی، انکار یا سرکوب آنها نیست؛ بلکه فرد باید در دل کنش و فعالیت پیش رو، آگاهانه از اندیشههای کهنه و شیوههای قدیمی فاصله بگیرد، آنها را پالایش کند و در نگرش و عملکرد خود تحولی بنیادین ایجاد نماید. چنین تحولی، ایجاد شرایطی روشنتر و خوشایندتر میکند.
در همین راستا و از لحاظ نمادین، آتش با جنوب و عنصر «آتش» مرتبط است و دریاچه با غرب و عنصر «فلز». آتش در پایین، فلز کهنه (نماد دریاچه) را میسوزاند، ناخالصیهایش را میزداید، و آمادهی تبدیل شدن به ظرفی نو میکند.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
برای ایجاد چنین دگرگونی بزرگ و ارزشمندی، فرد باید درکی شفاف و بینشی روشن داشته باشد و بتواند بدون تکیه بر چیزی یا کسی، به تنهایی اقدام کند. از این رو، این وضعیت پس از پاکسازی خود و رسیدن به خودبسندگی (چاه - ۴۸) آمده است. با تکیه بر این بنیان، شخص به وضوح تشخیص میدهد چه چیزی باید متحول شود و با حفظ تعادل در حال و رفتار خود، گامهای ضروری را برای نوسازی برمیدارد.
در این مسیرِ انقلابی، توجه به چند اصل ضروری است: پرهیز از شتابزدگی و اقدام زورمندانه پیش از فراهمآمدن بستر مناسب، تلاش برای اعتماد سازی در صورت نیاز، حفظ صداقت با وجود تنهایی، دوری از تردید پس از مهیا شدن فرصتِ طلایی برای اقدام، و اجتناب از زیادهخواهی در ایجاد تغییرات پس از دستیابی به تحولات اساسی.
پایبندی به این اصول و ویژگیها، فرد را قادر میسازد تا بدون افراط یا تفریط و بدون انحراف از مسیر درست، فرآیند دگرگونی را صادقانه تا به پایان پیش بَرَد و بنیانگذار نظمی نوین —در فضای درون و اوضاع بیرون— باشد.
گفتارهای شش خطی 49