تفسیر ای جینگ(یا تفسیر یی چینگ)
‌شش خطی 12

‌رکود و پوسیدگی

اسامی دیگر شش خطی: ناهماهنگی، نماد بسته شدن، قدرت گرفتن عناصر پست، فساد، در مقابل هماهنگی (شش‌خطی ۱۱)، به قهقرا رفتن، بی رونقی، تباهی و سقوط، جداشدگی، بن بست

تفسیر یی چینگ - تصویر شش خطی 12 - رکود و پوسیدگی از جدول یی چینگ

شش خطی 12

رکود و پوسیدگی

این شش‌خطی نقطه‌ی مقابل شش‌خطی صلح و هماهنگی (11) است. آسمان و زمین در حال دور شدن از همدیگر‌اند. آسمان بالا و بالاتر می‌رود و زمین به پایین و پایین‌تر کشیده می‌شود. نیروهای خلاق در پیوند با یکدیگر نیستند. اکنون زمان «رکود و پوسیدگی» است. این شش‌خطی مربوط به دورانی است که تابستان رو به افول است و به دوران پاییز نزدیک می‌شویم.

سنجش شش‌خطی:

«ایستایی (رکود و پوسیدگی)».
انسان‌های شرور با درستی و محکمی انسان‌ برتر هماهنگ نیستند.
بزرگ جدا می‌شود؛ کوچک نزدیک می‌شود.

آسمان و زمین از یکدیگر جدا شده اند و به این ترتیب، همه چیز فلج شده است. چیزهایی که در بالا است، با چیزهای پایینی تناسب ندارند و سردرگمی و آشفتگی روی زمین نمایان شده است.
نیروی تاریک به درون آمده و نیروی روشن در خارج است؛ درون فرودست و بیرون برتر است؛ به روش انسان فرودست توجه می‌شود؛ شیوه‌ی انسان برتر رد می‌شود. اما انسان‌های برتر از اصول‌شان بر نمی‌گردند. اگر امکان تأثیرگذاری نباشد، آن‌ها کاملاً به اصول خود وفادار می‌مانند و از جمعیت جدا شده و خلوت می‌کنند.

تصویر شش‌خطی:

تصویر شش‌خطی 12: آسمان و زمین متحد نیستند:
نگاره‌ی «ایستایی (رکود و پوسیدگی)».
در نتیجه، انسان برتر به ارزش‌های درونی خود پناه می‌برد تا از سختی‌ها فاصله بگیرد.
او به خود اجازه نمی‌دهد تا پولی که بابت بزرگداشت‌اش به او می‌دهند را دریافت کند.

آسمان و زمین متحد نیستند:
نگاره‌ی «ایستایی (رکود و پوسیدگی)».
در نتیجه، انسان برتر به ارزش‌های درونی خود پناه می‌برد تا از سختی‌ها فاصله بگیرد.
او به خود اجازه نمی‌دهد تا پولی که بابت بزرگداشت‌اش به او می‌دهند را دریافت کند.

وقتی انسان فرودست تأثیر گذار باشد، بی‌اعتمادی در جامعه آشکار می‌شود و فعالیت‌های مفید ناممکن می‌شوند؛ چون همه چیز از اصل و اساس مشکل دارد.
به این خاطر، بدانید نباید به خود اجازه دهید تا فریب پیشنهادهایی را بخورید که به شما می‌شود و بخواهید وارد فعالیت‌های اجتماعی شوید.
اینگونه فقط خود را به خطر می‌اندازید؛ چون نمی‌توانید رفتارهای نادرست دیگران را بپذیرید.
درست این است که به ارزش‌های درونی خود روی آورده و خلوت گزینید تا بار دیگر زمان مناسب برای تأثیر گذاری و انجام فعالیت‌های اجتماعی فرا رسد.


جمع بندی:

اکنون زمان رکود، فساد و ناهماهنگی است.
وقتی روشنایی برود و تاریکی حاکم شود، نتیجه‌ای جز فساد ندارد. اینجا دقیقاً چیزها در جای درست خودشان نیستند.
در چنین زمانی نیازی به پهلوان، عارف، هنرمند، متفکر یا مخترع ندارند.
همینکه آن‌ها به حاشیه روند، تنبلی و بیکاری، بی‌تفاوتی و سستی ظاهر می‌شود. صلح و هماهنگی تبدیل به چیزی حوصله سر بر، نخواستنی، تکراری و یکنواخت میشود.
اینجاست که به هوس‌های زودگذر، شهرت و مقبولیت ناشایست، روابط یک شبه و هیاهوی بی‌معنی توجه می‌شود.
در چنین شرایطی جایی برای عمیق بودن نیست و باید به حقیقت درونی خود پناه ببرید.
منتظر زمانی بهتر برای پیدا کردن انسان‌های همدل و شایسته باشید.
تا آنجا که می‌توانید از اینگونه اجتماعات فاصله بگیرید و فریب پیشنهاد‌هایی که به شما می‌شود را نخورید.
با پایبندی به اصول خود، می‌توانید در امان بمانید و به راه خود ادامه دهید تا بار دیگر زمان مناسب فرا رسد.


گفتارها و نقل قول‌های مرتبط با شش خطی:

به نظر می‌رسد که افلاطون ایدهٔ کنفوسیوس را بی‌نقص بیان کرده است. در (رسالهٔ) «جمهور»، او از سقراط نقل می‌کند که:
فیلسوف واقعی، وقتی خود را در محیطی شیطانی، "به سست مایگی همراهان خود نمی‌پیوندد، ولی به تنهایی هم نمی‌تواند در برابر تمام این نیروی شرور بایستد. در نتیجه می‌بیند که نفعی برای دولت یا دوستانش ندارد، و با اندیشیدن دقیق می‌بیند باید جان خود را بیهوده از دست بدهد و هیچ سودی به خود یا دیگران نرساند، (از این رو) آرامش و صلح درونی خود را حفظ می‌کند و به راه خود می‌رود... همین برای او کافی است که بتواند زندگی خودش را بکند و از نادرستی‌ها شیطانی پاک بماند، و از روی خیرخواهی و در صلح، در عین امیدواری از آن‌ها جدا شود.
ه.گ کریل -- «کنفسیوس و راه و رسم چینیان»


تجربه‌ها، نظرات یا سوالات شش خطی 12


یادمه توی یه فضای اشتراکی(cowork) کار می‌کردم که عصرها عادت شده بود مافیا بازی کنن. اوایل به خاطر جو دوستانه و نزدیک شدن و آشنایی با آدمای زیادی که اونجا بود دوست داشتم برم. ولی کم کم که تمام آسیب‌های این بازی برام روشن و روشن‌تر می‌شد میلم بهش خیلی کم شد، ولی خب معتاد شده بودم.
یه مدتی خودم نمی‌رفتم و فقط وقتی ازم می‌خواستن که برم تا بازیشون خراب نشه می‌رفتم، هم توجیه بود و هم گاهی خب خیرخواهی. گاهی چندتا از دوستانمم بودن و دور هم بی‌توجه به بازی خوش می‌گذشت، اما وقتی اونا ام نبودن رفتن اصلاً توجیهی نداشت.
یادمه یکی از این روزا بود که قبل از رفتن با ای جینگ مشورت کردم و این شش‌خطی رو آورد... به روشنی اوضاع و شرایطی که بارها تجربه کرده بودم رو رمز گشایی کرد:
«....اینجاست که به هوس‌های زودگذر، شهرت و مقبولیت ناشایست، روابط یک شبه و هیاهوی بی‌معنی توجه می‌شود.
در چنین شرایطی جایی برای عمیق بودن نیست و باید به حقیقت درونی خود پناه ببرید.
منتظر زمانی بهتر برای پیدا کردن انسان‌های همدل و شایسته باشید.
تا آنجا که می‌توانید از اینگونه اجتماعات فاصله بگیرید و فریب پیشنهاد‌هایی که به شما می‌شود را نخورید.
با پایبندی به اصول خود، می‌توانید در امان بمانید و به راه خود ادامه دهید تا بار دیگر زمان مناسب فرا رسد -- بخشی از توضیح وضعیت
»
خداروشکر بینظیر توضیح داده شده. کسی که مافیا بازی کرده باشه یا دیده باشه خیلی خوب میتونه درک کنه چی داره گفته میشه.

پاسخ دادن


با ثبت تجربه یا پرسیدن سوال به گسترش آگاهی خود و دیگران کمک می‌کنید.

آگاهی باید نیرویی در حال تازه شدن باشد. این تنها از طریق نزدیکی پرشور میان دوستان همراه و همدل اتفاق میفتد که به گفتگو در مورد حقایق زندگی می‌پردازند و آن‌ها‌ را در زندگی پیاده می‌کنند...

ریچارد ویلهلم - تصویر شش خطی ۵۸ - شادمانی
ثبت نظر

ترجمه و توضیح کامل خطوط شش خطی کتاب ای جینگ
(تفسیر یی چینگ - خطوط)

بر اساس توضیحات ریچارد ویلهلم

خط اول شش خطی:
تصویر شش‌خطی 12: وقتی علف از زمین بیرون بیاید، سایر چمن‌هایی که با او هم‌ریشه هستند را با خود بالا می‌آورد.
هرچیز با هم جنس خود است.
درستی و محکمی خوش‌اقبالی و موفقیت به بار می‌آورد.

وقتی علف از زمین بیرون بیاید، سایر چمن‌هایی که با او هم‌ریشه هستند را با خود بالا می‌آورد.
هرچیز با هم جنس خود است.
درستی و محکمی خوش‌اقبالی و موفقیت به بار می‌آورد.

تفسیر خط اول شش خطی 12

این خط تقریباً همان خط اول شش‌خطی قبل (11 - صلح و هماهنگی) است؛ اما معنای مخالف آن را دارد.
در آن خط به این اشاره شده بود که شما هنگام قبول پیشنهاد برای انجام فعالیتی، هم‌فکران‌تان را با خود همراه می‌کنید.
اما اینجا شما هم‌فکران خود را با خود از صحنه‌ی اجتماعی خارج می‌کنید و خلوت می‌گزینید. به همین خاطر اینجا «درستی و محکمی خوش‌اقبالی و موفقیت به بار می‌آورد» در حالی که در شش‌خطی (11) «به عهده گرفتن خوش‌اقبالی به بار می‌آورد».
وقتی کارآمد بودن ممکن نیست، تنها با کناره گرفتن می‌توانید از سرافکندگی دور بمانید.
به موفقیت در معنای بالاتر آن دست می‌ یابید؛ چون خوب می‌دانید چگونه از ارزش درونی خود مراقبت کنید.

چکیده

به خوبی می‌داند که اکنون زمان فعالیت اجتماعی نیست و به حفظ ارزش‌های درونی خود می‌پردازد.
او به یارانش(همفکران و همراهانش) وفادار می‌ماند، و آن‌ها را از آسیب دور می‌کند.

خط دوم شش خطی:
تصویر شش‌خطی 12: آن‌ها بردباری می‌کنند و تاب می‌آورند؛
این یعنی خوش‌اقبالی برای انسان‌های فرودست.
«ایستایی (رکود و پوسیدگی)» به خدمت مرد بزرگ در می‌آید تا موفق شود.

آن‌ها بردباری می‌کنند و تاب می‌آورند؛
این یعنی خوش‌اقبالی برای انسان‌های فرودست.
«ایستایی (رکود و پوسیدگی)» به خدمت مرد بزرگ در می‌آید تا موفق شود.

تفسیر خط دوم شش خطی 12

انسان‌های فرودست آماده‌اند تا چاپلوسی بالا دستی‌ خود را بکنند. اگر به سردگمی‌های آن‌ها پایان دهید، حاضرند شما (انسان برتر) را هم تحمل کنند،.
اما با بزرگواری، نتایج دوران رکود را می‌پذیرید و به جمع فرودستان وارد نمی‌شوید؛ چون جایگاه شما آنجا نیست.
چون می‌توانید شخصاً رنجی را بپذیرید که این وضعیت با خود دارد، موفق شدن در اصول اساسی خود را تضمین می‌کنید.

چکیده

فرو دستان نیز حاضرند انسان برتر را تحمل کنند تا از خرد او بهره‌مند شوند و این برای آن‌ها خوب است.
با اینکه انسان برتر بهتر از چاپلوسان دربار می‌داند چگونه حاکمان را بازیچه دست خود کند، برای حفظ وقار و انسانیتش، دست رد به سینه‌ی آن‌ها زده و در میان مستضعفان می‌ماند.

خط سوم شش خطی:
تصویر شش‌خطی 12: آن‌ها شرمندگی را تاب می‌آورند.

آن‌ها شرمندگی را تاب می‌آورند.

تفسیر خط سوم شش خطی 12

انسان‌های فرودستی که غیر قانونی به قدرت رسیده‌اند توان کافی برای انجام وظایف‌شان را ندارند.
گرچه در ابتدا آن را بروز نمی‌دهند، در قلب‌شان احساس شرمندگی می‌کنند.
این نشانه‌ای برای بهبودی اوضاع است.

چکیده

حس شرمندگیِ درون فرودستان را کم و بیش پر می‌کند.
با اینکه آن را بروز نمی‌دهند، آغازی برای پایان این دوران است.

خط چهارم شش خطی:
تصویر شش‌خطی 12: کسی که تحت فرمان نیروی برتر عمل کند بدون خطا می‌ماند.
سایر هم‌فکران از این فرخندگی بهره‌مند می‌شوند.

کسی که تحت فرمان نیروی برتر عمل کند بدون خطا می‌ماند.
سایر هم‌فکران از این فرخندگی بهره‌مند می‌شوند.

تفسیر خط چهارم شش خطی 12

چیزی نمانده تا دوران رکود به صلح و هماهنگی تبدیل شود. هرکس که آرزوی بازگشتن نظم و هماهنگی را دارد باید حس کند برای انجام وظیفه و به دست آوردن قدرت لازم فراخوانده شده است.
اگر بخواهید بر اساس قضاوت‌های خود عمل کنید، اشتباه می‌کنید و در آخر شکست می‌خورید.
اما وقتی حقیقتاً برای انجام وظیفه‌ای فرا خوانده شوید و به انجام آن بپردازید، زمانه با شما یار خواهد بود و اینگونه، حتی دیگرانی که شبیه شما هستند هم از برکت و فرخندگی به دست آمده سود خواهند برد.

چکیده

او به ندایی آسمانی پاسخ می‌گوید و تمام قد به انجام مسئولیتی که به او سپرده شده می‌پردازد.
چه نجات پیدا کند چه سقوط کند، الهام‌بخش کسانی خواهد بود که رژیم ستمگر را سرنگون خواهند کرد و از این پیروزی بهره می‌برند.

خط پنجم شش خطی:
تصویر شش‌خطی 12: (دوران) «ایستایی (رکود و پوسیدگی)» در حال رفتن است.
خوش‌اقبالی برای مرد بزرگ.
«اگر نتوانیم چه، اگر نتوانیم چه؟»
به این شیوه او چون بوته‌های درهم تنیده‌ی توت استوار می‌ماند.

(دوران) «ایستایی (رکود و پوسیدگی)» در حال رفتن است.
خوش‌اقبالی برای مرد بزرگ.
«اگر نتوانیم چه، اگر نتوانیم چه؟»
به این شیوه او چون بوته‌های درهم تنیده‌ی توت استوار می‌ماند.

تفسیر خط پنجم شش خطی 12

زمانه در حال تغییر است.
کسی که می‌تواند نظم را بازگرداند سر رسیده است. از این رو خوش اقبالی در کار است.
ولی زمان این تحولات، دقیقاً زمانی است که باید بسیار در ترس و لرز باشید. موفقیت تنها با بیشترین احتیاط ممکن میسر می‌شود، به همین دلیل همواره از خود بپرسید «اگر نتوانیم چه؟».

چکیده

ورق بر علیه ستمگران برمی‌گردد.
پیروان حق، که فرصتی برای از میان برداشتن ستمگران به دست‌ آورده‌اند، همواره نتایج از دست رفتن این فرصت را جلوی چشم دارند و از خود می‌پرسند: اگر موفق نشوند چه؟ و اینگونه در میان ترس و لرز‌های بسیار محکم و استوار می‌مانند.

خط ششم شش خطی:
تصویر شش‌خطی 12: (دوران) «ایستایی (رکود و پوسیدگی)» به پایان خود رسیده است.
اول رکود، سپس خوش‌اقبالی.

(دوران) «ایستایی (رکود و پوسیدگی)» به پایان خود رسیده است.
اول رکود، سپس خوش‌اقبالی.

تفسیر خط ششم شش خطی 12

دوران رکود همیشگی نیست. اما به هر حال به خواست خود پایان نمی‌یابد. انسانی درست لازم است تا آن را پایان دهد.
این تفاوت دوران صلح، و دوران رکود است.
تلاشی همواره برای پایداری صلح و هماهنگی لازم است. و اگر به حال خود رها شود، به رکود و پوسیدگی منجر می‌شود.
اما دوران پوسیدگی به خودی خود به دوران صلح و رفاه تبدیل نمی‌شود برای پایان دادن به آن باید تلاش کرد.
این نشان می‌دهد رفتارهای خلاق انسانی برای برپایی نظم و صلح در جوامع لازم است.

چکیده

این دوران رکود و پوسیدگی خود نیز تا پایانش می‌پوسد، همانطور که سرنوشت هر فسادی است.
اما به هر حال شما باید برای از بین بردن آن تلاش کنید و این پایان بی‌تلاش و خود به خود رقم نمی‌خورد.

ریچارد ویلهلم، سفر به چین و ای جینگ:

ریچارد ویلهلم(1930 – 1873) که یک مسیحی تمام عیار آلمانی است برای تبلیغ مسیحیت به چین می‌رود و برای ۲۵ سال تلاش می‌کند مردم این سرزمین را مسیحی کند. البته موفق به مسیحی کردن یک نفر هم نمی‌شود!
اما دستاورد ریچارد آشنایی با آموزه‌های چینی، زبان و فرهنگ این کشور بود که به نوشتن یکی از بهترین ترجمه‌ها، جمع‌آوری‌ها و توضیحات کتاب ای جینگ(یی چینگ) برای غیر چینی زبان‌ها ختم شد.

ریچارد ویلهلم

...توضیحات ما خلاصه‌ای از دیدگاه‌ها و افکار بزرگترین فیلسوفان چینی درباره شش‌خطی‌ها و خطوط، طی قرن‌های بسیار است...
ریچارد ویلهلم

کارل یونگ درباره‌ی ریچارد ویلهلم می‌نویسد:

ویلهلم واقعاً یک انسان معنوی بود که با بینشی شفاف و بلند نظری به چیزها می‌نگریست.
او دارای موهبتی بود که (به واسطه‌ی آن) می‌توانست بدون تعصب و برای آشکار کردن (عقاید و بینش) ذهنیت یک خارجی (نسبت به مسائل گوناگون) و همدلی کردن به او گوش کند و (این‌ها) او را قادر می‌ساخت تا گنجینه‌های فکری چین را در دسترس اروپا قرار دهد. او (هرکاری کرد) نتوانست از شناخت عقلانیت و شفافیت افکار چینی فارغ شود... این (نگاه چینیان به زندگی) او را سخت در برگرفته و مجذوب کرده بود.
ک.گ یونگ [خاطرات، رویاها، تأملات از ک.گ یونگ - ترجمه‌ی انگلیسی از ریچارد و کلارا]
ای جینگ (یی چینگ، ای چینگ)

کتاب ای جینگ(یی چینگ)، دائو، ذن، بودیسم، کنفوسیوس، یونگ، لایبنیتس و هرمان هسه

«ای» به معنای «تغییرات» و «جینگ» به معنای «کتاب» است و عموماً به عنوان اولین و عمیق‌ترین کتاب اصیل چینی شناخته می‌شود. (یی چینگ و یی جینگ تلفظات مرسوم دیگری از این کتاب هستند. تلفظ صحیح ).

تاریخچه‌ی ای جینگ(یی چینگ)

ای جینگ یا کتاب تغییرات حداقل ۲۸۰۰ سال(دوران شاه ون) قدمت دارد. بر اساس یافته‌های ادوارد شاونسی، استاد زبان و تمدن چینی در دانشگاه شیکاگو تکمیل «ای» به شکل امروزی به دوران پادشاهی «شاه ون» که نام‌هایی مثل شاه ژوان یا دوک سلسله‌ی ژو از «سلسله‌ی ژو»(۷۸۲ - ۸۲۷ پیش از میلاد) بر می‌گردد.

فو هسی پادشاه افسانه‌ای چین و نگارنده‌ی سه خطی‌ها

در بسیاری منابع این کتاب تکمیل شده‌ی یافته‌ها و آموزه‌های پادشاهی افسانه‌ای در چین باستان به نام «فو هسی» است که اطلاعات دقیق و روشنی از ایشان در دست نیست اما دوران حکومت او به ۲۰۰۰ یا ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد نسبت داده شده است.
مشهور است که فو هسی سه خطی‌ها را از روی لاک یک لاک پشت اقتباس کرده که بنیان به وجود آمدن علوم و فنون مختلف مثل فنگ شویی و تای چی در چین و همچنین کتاب ای جینگ است.

به جرئت می‌توان گفت کتاب ای جینگ(یی چینگ) و آموزه‌های آن اگر منشأ تمام آموزه‌ها و مکاتب شرقی نباشد، منشأ و تأثیرگذار بر بیشتر آن‌ها هست.

اهمیت ای جینگ(یی چینگ) نزد خردمندان شرق و غرب

مشورت با این کتاب و آموختن مفاهیم بنیادین آن از گذشته نزد خردمندان شرق مثل بزرگان ‌«ذن» و سایر شاخه‌های «بودایی چینی» و برخی بزرگان معاصر غربی مثل «کارل یونگ» روانشناس، «لایبنیتس» ریاضی‌دان و فیلسوف، و هرمان هسه ادیب، نویسنده و نقاش رواج داشته و همچنان هم دارد.
روش استفاده از ای جینگ(یی چینگ) به منظور رمزگشایی حال درونی و وضعیت بیرونی است تا فرد نسبت به وضعیت مد نظرش بینش درست پیدا کند و رفتار هماهنگ با «راه یا دائو» در آن وضعیت را یادبگیرد.
بنیان ای جینگ(یی چینگ) بر اساس مفاهیم وحدت وجود، یگانگی، یکپارچگی و معنا دار بودن همه‌چیز بنا شده که مفاهیمی مشترک در تمامی آیین‌ها و یافته‌های اصیل بشری است که فقط با زبان‌های گوناگونی معرفی شده‌اند و در ادامه کمی به آن‌ها خواهیم پرداخت.