شش خطی 7
جمعیتی هدفمند، استاد، ارتش (Shih)

اسامی دیگر:

انبوهی از راه‌ها برای رویارویی و درمان رنج‌ها، به کارگیری هم‌پیمانان برای حل مسئله، نماد انبوه جمعیت و ارتش، سربازان، نیروی جمعی، انضباط، عمل گروهی، یک جمعیت منضبط، قدرت اراده

متن اصلی و تفسیر ای چینگ - تصویر شش خطی 7 - جمعیتی هدفمند، استاد، ارتش (Shih) از جدول یی چینگ

واکاوی و توضیح:

ریشه‌شناسی و مفهوم کلیدی:

 «Shih» در اصل به معنای «جمعیت انبوه» بوده که در گذر زمان، مفاهیم «استاد»، «ارتش» و «نظام» را به خود گرفته است. در بعد درونی، این شش‌خطی نمایانگر "هنر رهبری و سازماندهی نیروهای روانی" فرد است. در هسته اصلی آن، کاربرد روش‌ها و ابزارهای بیشمار (افکار، عادات، استعدادها) برای حل مسائل درونی (ذهنی و روانی) یا بیرونی (عینی و عملی) نهفته است. 
به این ترتیب فرد می‌تواند استاد یا فرمانده‌ای کارآزموده باشد که ارتشی را برای حل مسئله سازماندهی می‌کند. موفقیت در این مسیر، مستلزم دانش عمیق نسبت به مسئله، صادقانه ادامه دادن، و نرم و خدمتگزار بودن است.

ساختارشناسی و نمادها: چشمه‌ی خِرَد در دل زمین

نماد این شش‌خطی، آب در زیر زمین است. این تصویر، یک چشمهٔ پنهان درون خاکی خشک را نشان می‌دهد. چشمه‌ی آگاهی و خردی است که به واسطه‌ی مشکلات و سختی‌ها به پیش آمده و مسیر حل کردن آن‌ها در واقع همان دست‌یابی به این خرد آب حیات است. زمین(☷): نماد انبوه جمعیت، انبوه شیوه‌های عملکردی و تمرینی، ساختارهای ذهنی و افراد است. زمین، سخاوتمند، پذیرا و  خدمتگزار است.آب(☵): ینگ میانی بینش درست و نگاه توحیدی است که در میان توده‌ی مردم یا ساختارهای ذهنی مستقر شده و با صداقت و استقامت، جمعیت یا شیوه‌های گوناگون را در طول مسیر فرماندهی می‌کند.بر این اساس، این آب درون زمین نماد انسانی آگاه و توانمند (خط دوم یانگ، فرمانده) در میان جمعیت مردم (پنج خط یین فرمانبر) نیز هست که با به کارگیری درست افراد یا شیوه‌های گوناگون، به حل هر نوع مسئله‌ای (درونی یا بیرونی) می‌پردازد.  این ماجرا مسیر پالایش او، یافتن خرد درونی و رسیدن به فرمانروایی است.

ویژگی‌های روانی-عملکردی:

فرد اراده‌ای استوار، بینش درست، استقامتی صادقانه و ایمانی قلبی دارد. مسئله و راه حل آن را به خوبی می‌شناسد و می‌تواند شیوه‌های گوناگون و افراد مورد نیاز (یا جنبه‌های گوناگون خود) را برای حل مسئله جمع کرده و به پیش براند. او تحت تأثیر عوامل بیرونی، سختی‌ها یا خطرهای موجود قرار نمی‌گیرد و با حفظ تعادل و ذهن باز عمل می‌کند. 
کسی که توانمندی لازم در درک مسئله و به کارگیری شیوه‌های مناسب حل آن را نداشته باشد (خط یین سوم)، شکست خواهد خورد.
باید توجه داشت که فرمانده با اینکه فردی ماهر و توانمند است(آب)، ذهنی باز و خالی دارد، دچار خودبزرگ‌بینی نیست و خود نیز کاملاً خدمتگزارانه عمل می‌کند(زمین). به این ترتیب می‌تواند همواره با ذهن خالی با مسائل روبرو شود و روش مورد نیاز یا زمان پیش رفتن و عقب نشینی را بر اساس موقعیت موجود تشخیص دهد. این مفهوم (زمین در بالا و هوشیاری) مرتبط با آموزه‌ی "ذهن مبتدی" در «ذن» است.

سیر معنایی:

پس از رویارویی و شناخت انبوه باورها و عادات کهنه‌ی ناکارآمد در 6 ، "ارتش" —جمعیت قوای ذهنی و عملی—را برای عبور از آن‌ها سازماندهی می‌کند. این، گذار از "شناخت مسئله" به "حل آن" است تا دانش درونی، به خردی تجربی و حقیقی تبدیل شود.

معرفی، سنجش، تصویر و خطوط بر اساس توضیحات ریچارد ویلهلم


معرفی شش خطی

این شش‌خطی از سه خطی k`an، آب و k`un، زمین تشکیل شده و سمبل آبی است که در زمین جمع شده است.
به همین شکل قدرت نظامی هم با انبوه مردم ایجاد می‌شود که در زمان صلح به چشم نمی‌آید ولی آماده‌ است.
ویژگی این دو سه‌خطی، خطر بیرونی و فرمانبرداری درونی است. این به سپاهی اشاره دارد که در قلب خطر است، ولی نظم و فرمانبرداری در آن دیده می‌شود.
خط حاکم در این شش‌خطی، خط یانگ در جایگاه دوم است، این خط فرمانده‌ را نشان می‌دهد، چون در میان سه‌خطی پایینی ایستاده است. و چون در سه‌خطی پایینی است، فرمانروا را معرفی نمی‌کند، بلکه فرماندهی کارآمد را به تصویر می‌کشد که فرمانبری را با قدرتش در سپاه حفظ می‌کند.

سنجش شش‌خطی:

از «ون‌وانگ (شاه ون)» نگارنده‌ی ای‌جینگ (~سده‌ی نه تا یازدهم پیش از میلاد)

ارتش. ارتش به درستی و محکمی، و یک مرد قوی نیاز دارد. خوش‌اقبالی بدون هیچ سرزنش و خطایی.
-----
برای اینکه ارتش رهبری درستی داشته باشد، انسان بالغ خوب است؛ پس از آن خطایی نیست. --- اویی شیشو

ارتش انبوهی از افراد است که نیاز به سازمان‌دهی و منظم شدن دارند.
بدون نظم سختگیرانه چیزی به دست نمی‌آید، ولی این نظم نباید با زور بدست بیاید؛ این کار به مردی قوی نیاز دارد که بتواند قلب مردم را بدست آورد و شور و شوق آن‌ها را بیدار کند.
به این ترتیب او می‌تواند توانایی‌هایش را توسعه داده و اعتماد فرمانروا را به خود جلب کند؛ چون تا پایان جنگ به اختیارات کامل نیاز دارد.
ولی جنگ همیشه خطرناک است و خرابی و ویرانی به همراه دارد. به همین دلیل باید آخرین گزینه باشد و مثل دارو، در کمترین میزان ممکن به کار گرفته شود.
علت‌های موجه جنگ و اهداف معقولانه‌ی آن، باید توسط رهبری کارکشته برای مردم توضیح داده شود. بدون روشن بودن هدف جنگ برای مردم، آن‌ها نمی‌توانند آگاهانه وارد جنگ شوند و به این ترتیب، اتحاد و قدرت لازم برای پیروزی بدست نمی‌آید.
اما رهبر همچنین باید مراقب باشد تا شور جنگ منجر به رفتارهای نادرست نشود. اگر درستی و استواری اساس کارها باشد، همه چیز به خوبی پیش می‌رود.

تصویر شش‌خطی:

منسوب به «کنفسیوس» (~سده‌ی ششم تا پنجم پیش از میلاد)

آب در میانه‌ی زمین:
نگاره‌ی ارتش.
به این ترتیب، انسان برتر با سخاوت نشان دادن به مردم، انبوه جمعیت را بیشتر می‌کند.
-----
اویی شیشو: رهبران با پذیرفتن مردم گروهی ایجاد می‌کند(یا گروه را توسعه می‌دهد).

آب‌های درون زمین ناپیدا هستند. به همین ترتیب، نیروی ارتش میان انبوه مردم ناپیدا است. وقتی تهدیدی پیش بیاید، هر دهقانی تبدیل به یک سرباز می‌شود؛ وقتی جنگ به پایان رسید، او به کشت و کار خویش برمی‌گردد.
کسی که با مردم سخاوتمند است دل آن‌ها را بدست می‌آورد. مردمی که در حکومتی مهربان و عادل زندگی می‌کنند، قوی و قدرتمند هستند.
تنها مردم قدرتمند از لحاظ اقتصادی برای سپاه مهم هستند. این توانمندی باید با بهبود اوضاع اقتصادی توسط دولت بدست بیاید.
تنها در صورتی که چنین پیوند نامرئی‌ای میان مردم و دولت باشد و مردم در پناه دولت خود مثل آب‌های درون زمین باشند، می‌توان جنگی پیروزمندانه به راه انداخت.

گفتارهای شش خطی 7

ژودْزو: در مورد تصویر شش‌خطی

همانطور که آب خارج از زمین نیست، سربازان نیز خارج از توده‌ی مردم نیستند. از این رو اگر فرمانروایی بتواند به خوبی به مردمش رسیدگی کند، می‌تواند انبوه جمعیت را برای سپاهیانش داشته باشد. 

یاماموتو تسونتومو: کتاب سامورایی

ناراتومی هیوگو می‌گوید: ... اگر فرد پیش از ورود به نبرد ارباب ذهن و بدن خود نشده باشد، نمی‌تواند دشمن را شکست دهد.
(یک سامورایی و نویسندهٔ ژاپنی قرن هفدهم میلادی) 

د.ف هوک

...معنای اساسی آن نظم است.

تجربه‌ها و سوالات 7

عجیبه. درباره عواقب سربازی نرفتن پرسیدم که شمازه ۷ اومد!انبوه جمعیت، ارتش،سربازان!انظبات، عمل گروهی.... بیشتر

متن اصلی خطوط از «وو‌وانگ» (پسر شاه‌ون) و «دوک ژو» (برادر کوچک‌تر شاه‌ون)، که پس از درگذشت وی به کتاب افزوده شد
(~سده‌ی یازدهم پیش از میلاد)


خط اول:

اویی شیشو: ارتش باید با نظم پیش برود: بی‌توجهی و انکار خوبی منجر به بداقبالی می‌شود. 


ویلهلم: یک ارتش باید بر اساس فرمان درست و به‌جا پیش رود. اگر فرمان پیشروی درست و به‌جا نباشد، بد‌اقبالی تهدیدآمیز می‌شود.

 

تفسیر خط اول

در آغاز کار سپاه، وجود دستورات و استفاده‌ از آن ضروری است. علت درست و عادلانه‌ای باید در کار باشد و فرمانبرداری و هماهنگی گروه‌ها به خوبی سازمان‌دهی شود، در غیر اینصورت شکست حتمی است.

خط دوم:

اویی شیشو: در میانه‌ی ارتش بودن خوش‌شانسی و بی‌گناهی است؛ پادشاه سه بار فرمان صادر می‌کند. 


ویلهلم: (فرمانده) در میان سپاهیان. خوش‌اقبالی. خطایی نیست. پادشاه سه نشان (لیاقت) به او اعطا می‌کند.

 

تفسیر خط دوم

یک رهبر باید میان سپاهیانش باشد و در نتایج به دست آمده با آن‌ها شریک باشد. این به تنهایی با تمام خواسته‌های سنگینی که از او می‌شود برابری می‌کند. او همچنین لازم دارد تا توسط حاکم شناخته شود. نشانی که به او تعلق می‌گیرد درست است؛ زیرا اینجا ترجیحات شخصی در کار نیست: تمامی سپاهیان، که او در میان‌شان است، به او افتخار می‌کنند.

خط سوم:

اویی شیشو: ارتش ممکن است تلفات بدهد؛ بداقبالی. 


ویلهلم: احتمالاً (لازم شود) ارتش جنازه‌ها را در گاری حمل کند. بداقبالی.

 

تفسیر خط سوم

اگر رهبری سپاه به دست فردی به جز رهبر گروه باشد، یا کسی در فرمان دخالت کند، یا انبوهی از جمعیت در کار رهبری دخالت کند، بداقبالی و شکست نتیجه می‌دهد. بررسی بیشتر: اولین معنی اشاره به شکست دارد؛ چون کس دیگری به جز رهبر انتخاب شده در فرمان دخالت می‌کند؛ معنای دیگر در معنای کلی به این شبیه است، ولی «حمل جنازه‌ها در گاری»، طور دیگری ترجمه می‌شود: در خاکسپاری و قربانی دادن برای مردگان، در چین مرسوم است که پسری از خانواده‌ی کسی که فوت شده در جایگاه او نشیند و مفتخر به نمایندگی او شود. در اساس این رسم نوشته اینطور معنی می‌شود که «پسر مرده» در گاری نشسته است، یا به عبارت دیگر، آن جایگاه با رهبری مناسب به کار گرفته نشده بلکه توسط دیگری تصاحب شده است. البته در حالتی دیگر این‌طور هم می‌تواند باشد: اگر انبوهی از مردم رهبری را به عهده بگیرند (همه در گاری باشند)، بداقبالی رخ خواهد داد.

خط چهارم:

اویی شیشو: ارتش عقب‌نشینی کرده و اردو می‌زند. هیچ سرزنشی (در این کار) نیست. 


ویلهلم: ارتش عقب‌نشینی می‌کند. سرزنشی در کار نیست.

 

تفسیر خط چهارم

در رویارویی با دشمنی برتر که وارد نبرد شدن سودی ندارد، عقب‌نشینی تنها کار درست است؛ چون این کار سپاه را از شکست و از هم پاشیدن حفظ می‌کند. پافشاری در وارد شدن به نبرد، بی‌توجه به شرایط و در حالی که امیدی به پیروزی نیست، نشانه‌ی قدرت و شهامت نیست.

خط پنجم:

اویی شیشو: در مزارع حیواناتی هستند. به خدمت گرفتن واژه‌ها سودمند است. هیچ سرزنشی نیست. فردی بالغ ارتش را رهبری می‌کند. اگر رهبر نابالغ باشد، تلفات به وجود می‌آید و حتی اگر حق با رهبر باشد، چشم انداز بد خواهد بود. 


ویلهلم: حیوانات(یا پرندگان) در مزرعه دیده می‌شوند. گرفتن آن‌ها هماهنگ و سودمند است. بدون هیچ سرزنشی. اجازه دهید پسر بزرگ‌تر ارتش را رهبری کند و پسر کوچک‌تر جنازه‌ها را ببرد؛ سپس درستی و محکمی بداقبالی به بار می‌آورد.

تفسیر خط پنجم

این خط به هجوم دشمن اشاره دارد. مبارزه‌ای زورمندانه و اعمال مجازات در این وضعیت کار درستی است، اما نباید به رفتار وحشیانه تبدیل شوند، طوری که هرکس لازم ببیند از خود دفاع کند. در این حالت هر میزان درستی و محکمی به بدبختی منجر می‌شود. سپاه باید با رهبری کارآزموده هدایت شود. اینجا مسئله برپایی جنگ است، نه اینکه به هر اوباشی اجازه دهید هرکس را که به دستش می‌رسد سلاخی کند؛ اگر چنین باشد، شکست نتیجه خواهد داد و علیرغم همه‌ی پایداری‌ها، بدبختی به بار خواهد آمد.

خط ششم:

اویی شیشو: یک رهبر بزرگ دستور دارد که دولت‌ها و خانواده‌هایی تأسیس کند که ادامه یابند. افراد کوچک نباید به کار گرفته شوند. 


ویلهلم: شاهزاده‌ی بزرگ فرمان صادر می‌کند. فرماندار استان‌ها را تعیین می‌کند و املاک را به خاندان‌ها اعطا می‌کند. انسان‌های فرومایه نباید به کار گرفته شوند.

 

تفسیر خط ششم

جنگ با موفقیت به پایان رسیده است، پیروزی به دست آمده و پادشاه، استان‌ها و املاک را میان وفاداران تقسیم می‌کند. اما مهم این است که انسان‌های فرومایه سر کار نیایند. اگر آن‌ها هم کمک کرده‌اند، با پول به آن‌ها پاداش دهید. نباید زمین و امتیازات حکومتی به آن‌ها داده شود تا مبادا از قدرت سوء استفاده شود.