دورههای آموزشی-کارگاهی
برای مشورت با ای جینگ روی ادامه کلیک کنید
نوشتن پرسش لزومی ندارد اما به شما کمک میکند جنبههای مختلف مسئلهی مورد نظر شفافتر شود و علاوه بر افزایش آگاهی نسبت به ابعاد مختلف مسئله، پاسخ دریافتی ملموستر باشد.
پرسش نباید دو پهلو، بله خیری یا مبهم باشد. و باید به منظور مشورت گرفتن طرح شود.
نمونه: «این مسیر با چنین نیت یا رویکردی چطور پیش میرود؟»
نمونه: «در این کار، رابطه، ملاقات، ... بهتر است به چه چیزهایی توجه کنم؟»
پرسش نباید دو پهلو، بله خیری یا مبهم باشد. و باید به منظور مشورت گرفتن طرح شود.
نمونه: «این مسیر با چنین نیت یا رویکردی چطور پیش میرود؟»
نمونه: «در این کار، رابطه، ملاقات، ... بهتر است به چه چیزهایی توجه کنم؟»
دستهی سوال:
دستهبندی در آنالیز سوالات ذخیره شده کاربرد دارد. این امکان به شما کمک میکند علاوه بر دسترسی بهتر به سوالات ذخیره شده، بتوانید الگوهای ذهنی پنهان خود را در هر جنبه از زندگی، به صورت مجزا تجزیه و تحلیل کنید.
مقالهها
لیست همهی مقالهها 4برخی سوالات متداول پیرامون ای جینگ
واژه «ای، ئی یا یی» (易 - Yì) در ریشه به چه معناست؟ آغاز درک ایجینگ
معنای واژهی چینی 易 (Yì) در یک لفظ نمیگنجد اما میتوان آن را «آفرینش بیپایان» معنا کرد: «تجلی و ظهور نور خداوند نادیدنی در آفرینشِ بیپایانِ چیزها از طریق انسان کامل».
این واژه به صورت متداول به تغییر یا تغییرات ترجمه میشود. نام تغییر، ریشه در کتابی مربوط به دودمان هان دارد که برگرفته از تصویر یک آفتابپرست است که پوست میاندازد. در مورد معنای اول در ادامه توضیح داده میشود که معنای تغییر را نیز در بر میگیرد، اما نه از منظری که به آفتابپرست مرتبط باشد.
اسماعیل رادپور در مقالهی «معانی تمثیلی یی در ییجینگ»، این تعبیر(آفتابپرست) را کاملاً اشتباه معرفی کرده و آن را عدم دسترسی نویسندهی لغتنامه (حکیم بزرگ دودمان هان) به خطنگاشت استخوانهایی میداند که معنای حقیقی این واژه را در خود دارد.
در این مقاله آفتابپرست، مهر و ماه، تابش خورشید یا ماه، ریختن آب از ظرف، سریان نَفَسِ(چی) کیهانی و بخشش به عنوان ۶ معانی اصلی معرفی شده توسط پژوهشگران توضیح داده شده است.
نویسندهی این مقاله، اندیشهنگار باستانی ای (易 - Yì) که یک نیمدایره در سمت چپ یا راست (شبیه به D و به معنای ماه) و سه شعاعِ نورِ در حالِ تابیدنِ به پایین در کنار خط عمودی آن است را به معنای «ظهور و تجلی» یا «تجلیات» معرفی میکند. ماهی که نور را به پایین میتاباند و چیزها متجلی میشوند.
نام «خزانهی غیب» را به معنای «مبدأ تغییرناپذیر تجلیات» و دربردارندهی همهی آنچه در آسمانها و زمین وجود دارد را برمیگزیند که این دو نام (تجلیات و خزانهی غیب) با معنا و حقایق نهفته در ایجینگ هماهنگی بسیاری دارد. در کتاب «دهبال» که تفسیری از کنفسیوس و شاگردانش بر «ایجینگ» است آمده: 生生之謂易 «ای(易) به معنای زایش و آفرینش بیپایان است» که با مفهوم تغییر در معنای تجلی و ظهور پیوسته رابطهی مستقیمی دارد. بر همین اساس و با توجه به حقیقت ایجینگ میتوانم بگویم ای، ئی یا یی (易 - Yì) به معنای تجلی و ظهور نور خداوند نادیدنی در آفرینشِ بیپایانِ چیزها از طریق انسان کامل (نفس واحد، صادر اول، عقل اول و ...) است که در واقع همان «آفرینش بیپایان» است.
تغییر و تغییرات نیز همان زایش و آفرینش بیپایان است: دگرگونی آفرینش و تجلی کنونی، به آفرینش و ظهوری دیگر از حقیقت بینام و بیتغییر.
لائودزو در دفتر ۴۲ این فرآیند را شرح داده که درکی از ایجینگ است:
دائو (بینام بیتغییر بیجای حاضر) یک را (انسان کامل، نور اول، منشأ آفرینش چیزها، ماهی که میتابد) به وجود آورد، یک دو را (یین و ینگ، روشنایی و تاریکی) به وجود آورد، دو سه را (سهخطیها، برهمکنش یین و ینگ، هشت انعام) به وجود آورد و سه، هزاران چیز را (برهمکنش سهخطیها، تمام ۶۴ ششخطی، تمام آفرینش بیپایان) به وجود آورد.
لینک مقالهی معانی تمثیلی یی در ییجینگ
این واژه به صورت متداول به تغییر یا تغییرات ترجمه میشود. نام تغییر، ریشه در کتابی مربوط به دودمان هان دارد که برگرفته از تصویر یک آفتابپرست است که پوست میاندازد. در مورد معنای اول در ادامه توضیح داده میشود که معنای تغییر را نیز در بر میگیرد، اما نه از منظری که به آفتابپرست مرتبط باشد.
اسماعیل رادپور در مقالهی «معانی تمثیلی یی در ییجینگ»، این تعبیر(آفتابپرست) را کاملاً اشتباه معرفی کرده و آن را عدم دسترسی نویسندهی لغتنامه (حکیم بزرگ دودمان هان) به خطنگاشت استخوانهایی میداند که معنای حقیقی این واژه را در خود دارد.
در این مقاله آفتابپرست، مهر و ماه، تابش خورشید یا ماه، ریختن آب از ظرف، سریان نَفَسِ(چی) کیهانی و بخشش به عنوان ۶ معانی اصلی معرفی شده توسط پژوهشگران توضیح داده شده است.
نویسندهی این مقاله، اندیشهنگار باستانی ای (易 - Yì) که یک نیمدایره در سمت چپ یا راست (شبیه به D و به معنای ماه) و سه شعاعِ نورِ در حالِ تابیدنِ به پایین در کنار خط عمودی آن است را به معنای «ظهور و تجلی» یا «تجلیات» معرفی میکند. ماهی که نور را به پایین میتاباند و چیزها متجلی میشوند.
نام «خزانهی غیب» را به معنای «مبدأ تغییرناپذیر تجلیات» و دربردارندهی همهی آنچه در آسمانها و زمین وجود دارد را برمیگزیند که این دو نام (تجلیات و خزانهی غیب) با معنا و حقایق نهفته در ایجینگ هماهنگی بسیاری دارد. در کتاب «دهبال» که تفسیری از کنفسیوس و شاگردانش بر «ایجینگ» است آمده: 生生之謂易 «ای(易) به معنای زایش و آفرینش بیپایان است» که با مفهوم تغییر در معنای تجلی و ظهور پیوسته رابطهی مستقیمی دارد. بر همین اساس و با توجه به حقیقت ایجینگ میتوانم بگویم ای، ئی یا یی (易 - Yì) به معنای تجلی و ظهور نور خداوند نادیدنی در آفرینشِ بیپایانِ چیزها از طریق انسان کامل (نفس واحد، صادر اول، عقل اول و ...) است که در واقع همان «آفرینش بیپایان» است.
تغییر و تغییرات نیز همان زایش و آفرینش بیپایان است: دگرگونی آفرینش و تجلی کنونی، به آفرینش و ظهوری دیگر از حقیقت بینام و بیتغییر.
لائودزو در دفتر ۴۲ این فرآیند را شرح داده که درکی از ایجینگ است:
دائو (بینام بیتغییر بیجای حاضر) یک را (انسان کامل، نور اول، منشأ آفرینش چیزها، ماهی که میتابد) به وجود آورد، یک دو را (یین و ینگ، روشنایی و تاریکی) به وجود آورد، دو سه را (سهخطیها، برهمکنش یین و ینگ، هشت انعام) به وجود آورد و سه، هزاران چیز را (برهمکنش سهخطیها، تمام ۶۴ ششخطی، تمام آفرینش بیپایان) به وجود آورد.
لینک مقالهی معانی تمثیلی یی در ییجینگ
واژه «جینگ» (经 - Jīng) در ریشه به چه معناست؟
کاراکتر چینی 经 (Jīng) در اصل به تارهای اصلی و عمودی در یک دار قالی یا پارچه اشاره دارد. این تارها، ساختار ثابت و اصلی پارچه را تشکیل میدهند که به صورت تمثیلی، از آسمان به زمین کشیده شده و این دو را به یکدیگر پیوند دادهاند. پودهای افقی حول این تارهای عمودی بافته میشوند و هریک، سطحی مشخص از این بلندای بیزمان و جاودان(تار) را توسعه میدهند.
این تار یا تارها را میتوان اصول همیشگی و بیزمان در نظر گرفت، در حالی که پودها را شرح و گسترش این تار در نقطهای از طول آن در نظر گرفت که تنها سطحی مشخص، از نقطهای روی این تار را بسط میدهد و نمیتواند همواره و در همهی موارد صدق کند.
معادل «جینگ» در فارسی را میتوان واژهای مانند «کتاب مقدس» در نظر گرفت زیرا معانی «آسمانی» بودن، «نزول آسمانی» داشتن و بر اساس «اصول آسمانی» و «الهام مستقیم» نوشته شدن در معنای جینگ نهفته است و حاصل تفکر و تعمق نیست.
در ادیان ابراهیمی، متنی که منشأ وحیانی دارد، «کتاب مقدس» نامیده میشود. با توجه به حقایق جهانشمول و بیزمانِ بیانشده در ایجینگ و دائو ده جینگ، حداقل، و نیز با درنظرگرفتن معنای نمادین «تار» که مختصراً بیان شد، به نظر میرسد سرچشمه و شیوهٔ دستیابی به این جینگها و دیگر کتابهای مقدس یکسان باشد. بنابراین، ترجمهی جینگ به «کتاب مقدس» به نظر مناسبتر است از ترجمهی آن به «کتاب» یا «دفتر» بدون ذکر قداست و آسمانی بودن آن.
از دیگر مثالهای مشهور میتوان به «جینگ»های بودایی مانند «رسالهی قلب» (心经 - Xīn Jīng) اشاره کرد.
این تار یا تارها را میتوان اصول همیشگی و بیزمان در نظر گرفت، در حالی که پودها را شرح و گسترش این تار در نقطهای از طول آن در نظر گرفت که تنها سطحی مشخص، از نقطهای روی این تار را بسط میدهد و نمیتواند همواره و در همهی موارد صدق کند.
معادل «جینگ» در فارسی را میتوان واژهای مانند «کتاب مقدس» در نظر گرفت زیرا معانی «آسمانی» بودن، «نزول آسمانی» داشتن و بر اساس «اصول آسمانی» و «الهام مستقیم» نوشته شدن در معنای جینگ نهفته است و حاصل تفکر و تعمق نیست.
در ادیان ابراهیمی، متنی که منشأ وحیانی دارد، «کتاب مقدس» نامیده میشود. با توجه به حقایق جهانشمول و بیزمانِ بیانشده در ایجینگ و دائو ده جینگ، حداقل، و نیز با درنظرگرفتن معنای نمادین «تار» که مختصراً بیان شد، به نظر میرسد سرچشمه و شیوهٔ دستیابی به این جینگها و دیگر کتابهای مقدس یکسان باشد. بنابراین، ترجمهی جینگ به «کتاب مقدس» به نظر مناسبتر است از ترجمهی آن به «کتاب» یا «دفتر» بدون ذکر قداست و آسمانی بودن آن.
از دیگر مثالهای مشهور میتوان به «جینگ»های بودایی مانند «رسالهی قلب» (心经 - Xīn Jīng) اشاره کرد.
کتاب مقدس ایجینگ چه کاربردی دارد؟ فال زدن یا مشاوره گرفتن؟
استفاده از کتاب ایجینگ، صرفاً برای فال یا حتی مشاوره، مانند استفاده از قرآن صرفاً برای استخاره گرفتن یا استفاده از غزلیات حافظ برای فال گرفتن است. اما به هر حال، مشورت گرفتن از آن به منظور یافتن نگاه درست به آنچه در جریان است، با نظر داشتن به معانی ژرف و حقیقی آن، میتواند بسیار راهگشا و یاریرسان باشد.
اما باید توجه داشت که در فال گرفتن، به دنبال پیشگویی آینده هستیم، به گونهای که نگاه و عملکرد فرد نقش خاصی در پیشبرد حوادث و اتفاقات پیش رو ندارد، و خوشبختی و سعادتمندی، کاملاً وابسته به پیشامدهای غیر قابل اجتناب بیرونی فرض شده است. فردی که چنین نگاهی دارد، اهمیت نگرش درست به زندگی و درک معنادار بودن اتفاقات، و ارتباط آنها با درون و ذهنش را درک نکرده و اصولاً به واسطهی این نگرش، قربانی حوادث و اتفاقات است.
در مشاوره، هدف این است که بتوانیم نگاه درستی به مسائل پیدا کنیم، رفتار درست و هماهنگ با چنین وضعیتی را بدانیم و آنها را به کار بندیم. اینگونه میتوانیم از رنج نگاه و رفتار ناهماهنگ دوری کنیم، نیروی خود را برای چیزهای نامناسب و ناکارآمد هدر ندهیم و به مسیرهای بهتری قدم بگذاریم.
چنین رویکردی باعث میشود آهسته آهسته، خردمندانه تر با مسائل گوناگون زندگی روبرو شویم. پس وقتی مشورت میگیرم، میخواهیم نگاه و رفتار هماهنگ با نیروی الهی و جریان زندگی را بشناسیم و آن را در پیش بگیریم و اینگونه، حال خوب و زندگی خوبی را در تجربه کنیم. دقت کنید که همواره هدفْ داشتن حال خوب بیشتر است. فنا فی الله، عشق، شهادت، بهشت و جهنم و ... نیز اگر صادقانه و به درستی در نظر گرفته شوند، دنبال شدن همین اصل در آنها دیده میشود.
اما باید توجه داشت که در فال گرفتن، به دنبال پیشگویی آینده هستیم، به گونهای که نگاه و عملکرد فرد نقش خاصی در پیشبرد حوادث و اتفاقات پیش رو ندارد، و خوشبختی و سعادتمندی، کاملاً وابسته به پیشامدهای غیر قابل اجتناب بیرونی فرض شده است. فردی که چنین نگاهی دارد، اهمیت نگرش درست به زندگی و درک معنادار بودن اتفاقات، و ارتباط آنها با درون و ذهنش را درک نکرده و اصولاً به واسطهی این نگرش، قربانی حوادث و اتفاقات است.
در مشاوره، هدف این است که بتوانیم نگاه درستی به مسائل پیدا کنیم، رفتار درست و هماهنگ با چنین وضعیتی را بدانیم و آنها را به کار بندیم. اینگونه میتوانیم از رنج نگاه و رفتار ناهماهنگ دوری کنیم، نیروی خود را برای چیزهای نامناسب و ناکارآمد هدر ندهیم و به مسیرهای بهتری قدم بگذاریم.
چنین رویکردی باعث میشود آهسته آهسته، خردمندانه تر با مسائل گوناگون زندگی روبرو شویم. پس وقتی مشورت میگیرم، میخواهیم نگاه و رفتار هماهنگ با نیروی الهی و جریان زندگی را بشناسیم و آن را در پیش بگیریم و اینگونه، حال خوب و زندگی خوبی را در تجربه کنیم. دقت کنید که همواره هدفْ داشتن حال خوب بیشتر است. فنا فی الله، عشق، شهادت، بهشت و جهنم و ... نیز اگر صادقانه و به درستی در نظر گرفته شوند، دنبال شدن همین اصل در آنها دیده میشود.
مفاهیم "یین" و "ینگ" در ابتدا از کجا آمدهاند؟
از منظر یافتههای تاریخی، ریشههای اولیهی مفاهیم «یین» و «یانگ» به سادهترین پدیدههای عینی و فیزیکی در طبیعت بازمیگردد.
یین (Yin) به سایهدار بودن اشاره داشت، مانند دامنهی شمالی یک کوه یا کرانهی جنوبی یک رودخانه (که در سایه قرار میگیرد).
ینگ (Yang) به آفتابگیر بودن اشاره میکرد، مانند دامنهی جنوبی یک کوه یا کرانهی شمالی یک رودخانه (که در معرض آفتاب است). این واژهها بر روی استخوانهای پیشگویی (Oracle Bones) از دودمان شانگ (حدود ۱۶۰۰-۱۰۴۶ پیش از میلاد) — کهنترین شکل نوشتار چینی — یافت شدهاند. در این یافتهها، یین و ینگ مفاهیم هستیشناسی نبودند، بلکه تنها توصیفگرهایی برای موقعیتهای جغرافیایی و عینی به شمار میآمدند. این دوران را زمانی میدانند که بیشتر جنبهی تفألی ایجینگ(ییجینگ) مورد توجه قرار میگرفت.
یین (Yin) به سایهدار بودن اشاره داشت، مانند دامنهی شمالی یک کوه یا کرانهی جنوبی یک رودخانه (که در سایه قرار میگیرد).
ینگ (Yang) به آفتابگیر بودن اشاره میکرد، مانند دامنهی جنوبی یک کوه یا کرانهی شمالی یک رودخانه (که در معرض آفتاب است). این واژهها بر روی استخوانهای پیشگویی (Oracle Bones) از دودمان شانگ (حدود ۱۶۰۰-۱۰۴۶ پیش از میلاد) — کهنترین شکل نوشتار چینی — یافت شدهاند. در این یافتهها، یین و ینگ مفاهیم هستیشناسی نبودند، بلکه تنها توصیفگرهایی برای موقعیتهای جغرافیایی و عینی به شمار میآمدند. این دوران را زمانی میدانند که بیشتر جنبهی تفألی ایجینگ(ییجینگ) مورد توجه قرار میگرفت.