دورههای آموزشی-کارگاهی
برای مشورت با ای جینگ روی ادامه کلیک کنید
نوشتن پرسش لزومی ندارد اما به شما کمک میکند جنبههای مختلف مسئلهی مورد نظر شفافتر شود و علاوه بر افزایش آگاهی نسبت به ابعاد مختلف مسئله، پاسخ دریافتی ملموستر باشد.
پرسش نباید دو پهلو، بله خیری یا مبهم باشد. و باید به منظور مشورت گرفتن طرح شود.
نمونه: «این مسیر با چنین نیت یا رویکردی چطور پیش میرود؟»
نمونه: «در این کار، رابطه، ملاقات، ... بهتر است به چه چیزهایی توجه کنم؟»
پرسش نباید دو پهلو، بله خیری یا مبهم باشد. و باید به منظور مشورت گرفتن طرح شود.
نمونه: «این مسیر با چنین نیت یا رویکردی چطور پیش میرود؟»
نمونه: «در این کار، رابطه، ملاقات، ... بهتر است به چه چیزهایی توجه کنم؟»
دستهی سوال:
دستهبندی در آنالیز سوالات ذخیره شده کاربرد دارد. این امکان به شما کمک میکند علاوه بر دسترسی بهتر به سوالات ذخیره شده، بتوانید الگوهای ذهنی پنهان خود را در هر جنبه از زندگی، به صورت مجزا تجزیه و تحلیل کنید.
مقالهها
لیست همهی مقالهها 4برخی سوالات متداول پیرامون ای جینگ
واژه «ای، ئی یا یی» (易 - Yì) در ریشه به چه معناست؟ آغاز درک ایجینگ
معنای واژهی چینی 易 (Yì) در یک عبارت نمیگنجد اما میتوان آن را «تجلیات بیپایان» یا «آفرینش بیپایان» معنا کرد: «تجلی و ظهور نور خداوند در آفرینش بیپایانِ هستی، از طریق انسان کامل».
این واژه معمولاً به «تغییر» یا «تغییرات» ترجمه شده است. این نامگذاری رایج، ریشه در کتابی از دورهٔ دودمان هان دارد که برگرفته از تصویر «آفتابپرستی است که پوست میاندازد». با اینحال، تجلیات یا آفرینش بیپایان معنای تغییر را نیز در بر میگیرد، اما از منظری حقیقی و نه تغییری که آفتابپرست نمایان میکند.
اسماعیل رادپور در مقالهی «معانی تمثیلی یی در ییجینگ»، این تفسیر (آفتابپرست) را کاملاً اشتباه میداند و علت را دسترسینداشتنِ مؤلفِ آن لغتنامهٔ کهن (حکیم بزرگ دودمان هان) به ایدهنگار اصلی این واژه عنوان میکند.
وی در مقالهٔ خود شش معنای مشهور ارائهشده برای «ای» را برمیشمارد:
1- آفتابپرست؛ یی 易 به مثابه یی 蜴
2- مهر و ماه؛ یی 易 به مثابه日+月
3- تابشِ خورشید یا ماه؛ یی 易 به مثابه 日 (یا 月)+彡
4- ریختنِ آب از ظرف؛ یی 易 به مثابه 皿+彡
5- بخشش؛ یی 易 به مثابه تْسی 賜
6- سریانِ نَفَسِ کیهانی؛ یی 易 به مثابه 日 + 氣
ایدهنگار کهن «ای» شامل چیزی نزدیک به یک نیمدایره (شبیه به حرف D و نماد ماه) در یک سو و سه خط مایل و رو به به پایین(彡) در کنار آن است. اسماعیل رادپور، این ایدهنگار را به معنای «ظهور و تجلی» یا «تجلیات» میداند: «ماهی که نور خود را به پایین میتاباند و چیزها پدیدار میشوند».
معنای این ایدهنگار و درک ارائه شده از آن بسیار هماهنگ به نظر میرسد.
۱- در کتاب «دهبال» ــ که تفسیری از کنفسیوس و شاگردانش بر «ایجینگ» است ــ نیز آمده:
«ای(易) به معنای زایش و آفرینش بیپایان است (آفرینش در آفرینش)».
(生生之謂易 )
۲- در تفسیر بنیادین دیگری بر ایجینگ از دورهی سلسلهی هان(حدود ۲ق.م) از جنگ شوئن (Zheng Xuan) آمده:
«ای» یک نام است که سه معنا دارد: نخست «ایجیِن» [ساده و بسیط]، دوم «بیِنای» [دگرگونی و تغییر]، و سوم «بوای» [تغییرناپذیر و ثابت].
(易一名而含三義:易簡 (Yi Jian)一也;變易 (Bian Yi)二也;不易 (Bu Yi)三也)
با درنظرگرفتن ایدهنگار، شناختِ خودِ ایجینگ و معانی ارائه شده در منابع معتبر میتوان مفهوم زیر را برای «ای» (易 - Yì) در نظر گرفت و در ۳ بخش آن را توضیح داد: «تجلی و ظهور نور خداوندِ بسیط (اللهِ صمد) در آفرینش بیپایانِ هستی(متغیر)، از طریق انسان کامل(رکن ثابت)».
-خداوند در این ایدهنگار به زیبایی به تصویر در آمده: منشأ نور ماهْ که قابل مشاهده و به تصویر درآمدن نیست.
-او بسیط است؛ مرکب و جزءدار نیست. پُر و بینقص است، طوری که جایی خالی از آن نیست و خللی در آن راه ندارد. «نه چیزی از آن خارج شده و نه از چیزی خارج شده است. و چیزی مانند او نیست و یکتاییاش چنان است که چیزی غیر او نیست.» (لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد).
-سادگی به معنای بیجزء، یکپارچه، بدون هیچ ترکیب یا خللی که یکتاست و چیز دیگری هم در کنار آن نیست، ساده نیست؟
-تصویر ماه در حال تابیدن و نیز ساختار چرخهای و بیپایان ششخطیها که دربردارندهی مفهوم بیپایان و ادامهدار بودن این تجلی و آفرینش است. (۶۴ پس از ۶۳ و آغازِ دوباره)
-مفهوم «تغییر» که ذات فرآیند تجلی و آفرینش پیوسته است. (نه معنایی که آفتابپرست القا میکند!)
-ماه به عنوان وسیله و مجرای تابیدن، متجلی کردن یا همان آفریدن که رکن ثابت این فرآیند است. -انسان کامل، که تجلی کامل خداوند.
بر این اساس، با نظر به سه رکن منشأ ناپیدا، ماه یا وسیلهی تابش و نور پدیدار شده در ایدهنگار، معنایی که در دهبال آمده و گفتار جنگ شوئن، معانی زیر را در سه دسته برای «ای» میتوان در نظر گرفت:
۱- «تجلیات بیپایان»، «آفرینش بیپایان»، «تغییرات یا تحولات بیپایان» با نظر به نور پدیدار شده، آفرینش بیپایان و رکن تغییر
۲- «عقل» و «انسان کامل» با نظر به ماه و قوانین ثابت و بیتغییری که تغییرات بر روی آن رخ میدهد و خاستگاه تابش نور و آفرینش است.(دستهای از حکما و عرفا در طول تاریخ، عقل یا انسان کامل را خدا میدانستند؛ بالا، بیتغییر و خاستگاه آفریدهها).
۳- منشأ، احد، صمد، برهمن و ... با نظر به منشأ نور که قابل مشاهده نیست و بسیطِ ساده است. حتی مفاهیمی چون «حال»، «نور خاموش»، «سکوت بنیادین»، «نور سیاه»، «سکون محض» و ... میتواند در این دسته جای گیرد.
لائودزو در دفتر ۴۲ از کتاب خود، این فرآیند تجلی و آفرینش — که درکی از بینش ارائه شده در ایجینگ است — را چنین بیان میکند:
دائو (بینامِ بیتغییرِ بیجایِ بیزمانِ حاضر)،
یک را آفرید (انسان کامل، نور اول، منشأ آفرینش، ماه تابان).
یک، دو را آفرید (یین و یانگ، تاریکی و روشنایی).
دو، سه را آفرید (سهخطیها، برهمکنش یین و یانگ، هشت انعام، هشت کهنالگوی اصلی).
و سه، هزاران چیز را آفرید (برهمکنش سهخطیها، همهٔ ۶۴ وضعیت، همهی آفرینش بیپایان).
معنای رایج و نقد آن:
این واژه معمولاً به «تغییر» یا «تغییرات» ترجمه شده است. این نامگذاری رایج، ریشه در کتابی از دورهٔ دودمان هان دارد که برگرفته از تصویر «آفتابپرستی است که پوست میاندازد». با اینحال، تجلیات یا آفرینش بیپایان معنای تغییر را نیز در بر میگیرد، اما از منظری حقیقی و نه تغییری که آفتابپرست نمایان میکند.
اسماعیل رادپور در مقالهی «معانی تمثیلی یی در ییجینگ»، این تفسیر (آفتابپرست) را کاملاً اشتباه میداند و علت را دسترسینداشتنِ مؤلفِ آن لغتنامهٔ کهن (حکیم بزرگ دودمان هان) به ایدهنگار اصلی این واژه عنوان میکند.
وی در مقالهٔ خود شش معنای مشهور ارائهشده برای «ای» را برمیشمارد:
1- آفتابپرست؛ یی 易 به مثابه یی 蜴
2- مهر و ماه؛ یی 易 به مثابه日+月
3- تابشِ خورشید یا ماه؛ یی 易 به مثابه 日 (یا 月)+彡
4- ریختنِ آب از ظرف؛ یی 易 به مثابه 皿+彡
5- بخشش؛ یی 易 به مثابه تْسی 賜
6- سریانِ نَفَسِ کیهانی؛ یی 易 به مثابه 日 + 氣
ایدهنگار ای (易 ــ Yì):
ایدهنگار کهن «ای» شامل چیزی نزدیک به یک نیمدایره (شبیه به حرف D و نماد ماه) در یک سو و سه خط مایل و رو به به پایین(彡) در کنار آن است. اسماعیل رادپور، این ایدهنگار را به معنای «ظهور و تجلی» یا «تجلیات» میداند: «ماهی که نور خود را به پایین میتاباند و چیزها پدیدار میشوند».
معنای این ایدهنگار و درک ارائه شده از آن بسیار هماهنگ به نظر میرسد.
گواهی از منابع معتبر کهن
۱- در کتاب «دهبال» ــ که تفسیری از کنفسیوس و شاگردانش بر «ایجینگ» است ــ نیز آمده:
«ای(易) به معنای زایش و آفرینش بیپایان است (آفرینش در آفرینش)».
(生生之謂易 )
۲- در تفسیر بنیادین دیگری بر ایجینگ از دورهی سلسلهی هان(حدود ۲ق.م) از جنگ شوئن (Zheng Xuan) آمده:
«ای» یک نام است که سه معنا دارد: نخست «ایجیِن» [ساده و بسیط]، دوم «بیِنای» [دگرگونی و تغییر]، و سوم «بوای» [تغییرناپذیر و ثابت].
(易一名而含三義:易簡 (Yi Jian)一也;變易 (Bian Yi)二也;不易 (Bu Yi)三也)
سه بخش اصلی معنایی:
با درنظرگرفتن ایدهنگار، شناختِ خودِ ایجینگ و معانی ارائه شده در منابع معتبر میتوان مفهوم زیر را برای «ای» (易 - Yì) در نظر گرفت و در ۳ بخش آن را توضیح داد: «تجلی و ظهور نور خداوندِ بسیط (اللهِ صمد) در آفرینش بیپایانِ هستی(متغیر)، از طریق انسان کامل(رکن ثابت)».
۱. خداوندِ بسیط:
-خداوند در این ایدهنگار به زیبایی به تصویر در آمده: منشأ نور ماهْ که قابل مشاهده و به تصویر درآمدن نیست.
-او بسیط است؛ مرکب و جزءدار نیست. پُر و بینقص است، طوری که جایی خالی از آن نیست و خللی در آن راه ندارد. «نه چیزی از آن خارج شده و نه از چیزی خارج شده است. و چیزی مانند او نیست و یکتاییاش چنان است که چیزی غیر او نیست.» (لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد).
-سادگی به معنای بیجزء، یکپارچه، بدون هیچ ترکیب یا خللی که یکتاست و چیز دیگری هم در کنار آن نیست، ساده نیست؟
۲. آفرینش بیپایان و متغیر:
-تصویر ماه در حال تابیدن و نیز ساختار چرخهای و بیپایان ششخطیها که دربردارندهی مفهوم بیپایان و ادامهدار بودن این تجلی و آفرینش است. (۶۴ پس از ۶۳ و آغازِ دوباره)
-مفهوم «تغییر» که ذات فرآیند تجلی و آفرینش پیوسته است. (نه معنایی که آفتابپرست القا میکند!)
۳. رکن ثابت آفرینش
-ماه به عنوان وسیله و مجرای تابیدن، متجلی کردن یا همان آفریدن که رکن ثابت این فرآیند است. -انسان کامل، که تجلی کامل خداوند.
معنای نهایی
بر این اساس، با نظر به سه رکن منشأ ناپیدا، ماه یا وسیلهی تابش و نور پدیدار شده در ایدهنگار، معنایی که در دهبال آمده و گفتار جنگ شوئن، معانی زیر را در سه دسته برای «ای» میتوان در نظر گرفت:
۱- «تجلیات بیپایان»، «آفرینش بیپایان»، «تغییرات یا تحولات بیپایان» با نظر به نور پدیدار شده، آفرینش بیپایان و رکن تغییر
۲- «عقل» و «انسان کامل» با نظر به ماه و قوانین ثابت و بیتغییری که تغییرات بر روی آن رخ میدهد و خاستگاه تابش نور و آفرینش است.(دستهای از حکما و عرفا در طول تاریخ، عقل یا انسان کامل را خدا میدانستند؛ بالا، بیتغییر و خاستگاه آفریدهها).
۳- منشأ، احد، صمد، برهمن و ... با نظر به منشأ نور که قابل مشاهده نیست و بسیطِ ساده است. حتی مفاهیمی چون «حال»، «نور خاموش»، «سکوت بنیادین»، «نور سیاه»، «سکون محض» و ... میتواند در این دسته جای گیرد.
بازتاب و شرح این آفرینش بیپایان در دائو دهجینگ
لائودزو در دفتر ۴۲ از کتاب خود، این فرآیند تجلی و آفرینش — که درکی از بینش ارائه شده در ایجینگ است — را چنین بیان میکند:
دائو (بینامِ بیتغییرِ بیجایِ بیزمانِ حاضر)،
یک را آفرید (انسان کامل، نور اول، منشأ آفرینش، ماه تابان).
یک، دو را آفرید (یین و یانگ، تاریکی و روشنایی).
دو، سه را آفرید (سهخطیها، برهمکنش یین و یانگ، هشت انعام، هشت کهنالگوی اصلی).
و سه، هزاران چیز را آفرید (برهمکنش سهخطیها، همهٔ ۶۴ وضعیت، همهی آفرینش بیپایان).
واژه «جینگ» (经 - Jīng) در ریشه به چه معناست؟
کاراکتر چینی 经 (Jīng) در اصل به تارهای اصلی و عمودی در یک دار قالی یا پارچه اشاره دارد. این تارها، ساختار ثابت و اصلی پارچه را تشکیل میدهند که به صورت تمثیلی، از آسمان به زمین کشیده شده و این دو را به یکدیگر پیوند دادهاند.
پودهای افقی حول این تارهای عمودی بافته میشوند و هریک، سطحی مشخص از این بلندای بیزمان و جاودان(تار) را توسعه میدهند.
این تار یا تارها را میتوان اصول همیشگی و بیزمان در نظر گرفت، در حالی که پودها را شرح و گسترش این تار در نظر گرفت که تنها سطحی مشخص از نقطهای روی این تار را بسط میدهد. در نتیجه پود نمیتواند همواره و در همهی موارد صدق کند.
معادل «جینگ» در فارسی را میتوان واژهای مانند «کتاب مقدس» در نظر گرفت زیرا حاصل تفکر و تعمق نیست و «آسمانی» بودن، «نزول آسمانی» داشتن و بر اساس «اصول آسمانی» و «الهام مستقیم» نوشته شدن در معنای آن نهفته است.
در ادیان ابراهیمی، متنی که منشأ وحیانی دارد، «کتاب مقدس» نامیده میشود. با توجه به حقایق جهانشمول و بیزمانِ بیانشده در دو جینگ شناخته شده یعنی ایجینگ و دائو ده جینگ، و نیز با درنظرگرفتن معنای نمادین «تار» که مختصراً بیان شد، به نظر میرسد سرچشمه و شیوهٔ دستیابی به این جینگها و کتابهای مقدس در ادیان ابراهیمی یا مکاتب هندی یکسان باشد.
بنابراین، ترجمهی جینگ به «کتاب مقدس» بهتر و گویاتر از ترجمهی آن به «کتاب» یا «دفتر» بدون ذکر قداست و آسمانی بودن آن است. از دیگر مثالهای مشهور میتوان به «جینگ»های بودایی مانند «رسالهی قلب» (心经 - Xīn Jīng) اشاره کرد.
پودهای افقی حول این تارهای عمودی بافته میشوند و هریک، سطحی مشخص از این بلندای بیزمان و جاودان(تار) را توسعه میدهند.
این تار یا تارها را میتوان اصول همیشگی و بیزمان در نظر گرفت، در حالی که پودها را شرح و گسترش این تار در نظر گرفت که تنها سطحی مشخص از نقطهای روی این تار را بسط میدهد. در نتیجه پود نمیتواند همواره و در همهی موارد صدق کند.
معادل «جینگ» در فارسی را میتوان واژهای مانند «کتاب مقدس» در نظر گرفت زیرا حاصل تفکر و تعمق نیست و «آسمانی» بودن، «نزول آسمانی» داشتن و بر اساس «اصول آسمانی» و «الهام مستقیم» نوشته شدن در معنای آن نهفته است.
در ادیان ابراهیمی، متنی که منشأ وحیانی دارد، «کتاب مقدس» نامیده میشود. با توجه به حقایق جهانشمول و بیزمانِ بیانشده در دو جینگ شناخته شده یعنی ایجینگ و دائو ده جینگ، و نیز با درنظرگرفتن معنای نمادین «تار» که مختصراً بیان شد، به نظر میرسد سرچشمه و شیوهٔ دستیابی به این جینگها و کتابهای مقدس در ادیان ابراهیمی یا مکاتب هندی یکسان باشد.
بنابراین، ترجمهی جینگ به «کتاب مقدس» بهتر و گویاتر از ترجمهی آن به «کتاب» یا «دفتر» بدون ذکر قداست و آسمانی بودن آن است. از دیگر مثالهای مشهور میتوان به «جینگ»های بودایی مانند «رسالهی قلب» (心经 - Xīn Jīng) اشاره کرد.
کتاب مقدس ایجینگ چه کاربردی دارد؟ فال زدن یا مشاوره گرفتن؟
استفاده از کتاب ایجینگ، صرفاً برای فال یا حتی مشاوره، مانند استفاده از قرآن صرفاً برای استخاره گرفتن یا استفاده از غزلیات حافظ برای فال گرفتن است. اما به هر حال، مشورت گرفتن از آن به منظور یافتن نگاه درست به آنچه در جریان است، با نظر داشتن به معانی ژرف و حقیقی آن، میتواند بسیار راهگشا و یاریرسان باشد.
اما باید توجه داشت که در فال گرفتن، به دنبال پیشگویی آینده هستیم، به گونهای که نگاه و عملکرد فرد نقش خاصی در پیشبرد حوادث و اتفاقات پیش رو ندارد، و خوشبختی و سعادتمندی، کاملاً وابسته به پیشامدهای غیر قابل اجتناب بیرونی فرض شده است. فردی که چنین نگاهی دارد، اهمیت نگرش درست به زندگی و درک معنادار بودن اتفاقات، و ارتباط آنها با درون و ذهنش را درک نکرده و اصولاً به واسطهی این نگرش، قربانی حوادث و اتفاقات است.
در مشاوره، هدف این است که بتوانیم نگاه درستی به مسائل پیدا کنیم، رفتار درست و هماهنگ با چنین وضعیتی را بدانیم و آنها را به کار بندیم. اینگونه میتوانیم از رنج نگاه و رفتار ناهماهنگ دوری کنیم، نیروی خود را برای چیزهای نامناسب و ناکارآمد هدر ندهیم و به مسیرهای بهتری قدم بگذاریم.
چنین رویکردی باعث میشود آهسته آهسته، خردمندانه تر با مسائل گوناگون زندگی روبرو شویم. پس وقتی مشورت میگیرم، میخواهیم نگاه و رفتار هماهنگ با نیروی الهی و جریان زندگی را بشناسیم و آن را در پیش بگیریم و اینگونه، حال خوب و زندگی خوبی را در تجربه کنیم. دقت کنید که همواره هدفْ داشتن حال خوب بیشتر است. فنا فی الله، عشق، شهادت، بهشت و جهنم و ... نیز اگر صادقانه و به درستی در نظر گرفته شوند، دنبال شدن همین اصل در آنها دیده میشود.
اما باید توجه داشت که در فال گرفتن، به دنبال پیشگویی آینده هستیم، به گونهای که نگاه و عملکرد فرد نقش خاصی در پیشبرد حوادث و اتفاقات پیش رو ندارد، و خوشبختی و سعادتمندی، کاملاً وابسته به پیشامدهای غیر قابل اجتناب بیرونی فرض شده است. فردی که چنین نگاهی دارد، اهمیت نگرش درست به زندگی و درک معنادار بودن اتفاقات، و ارتباط آنها با درون و ذهنش را درک نکرده و اصولاً به واسطهی این نگرش، قربانی حوادث و اتفاقات است.
در مشاوره، هدف این است که بتوانیم نگاه درستی به مسائل پیدا کنیم، رفتار درست و هماهنگ با چنین وضعیتی را بدانیم و آنها را به کار بندیم. اینگونه میتوانیم از رنج نگاه و رفتار ناهماهنگ دوری کنیم، نیروی خود را برای چیزهای نامناسب و ناکارآمد هدر ندهیم و به مسیرهای بهتری قدم بگذاریم.
چنین رویکردی باعث میشود آهسته آهسته، خردمندانه تر با مسائل گوناگون زندگی روبرو شویم. پس وقتی مشورت میگیرم، میخواهیم نگاه و رفتار هماهنگ با نیروی الهی و جریان زندگی را بشناسیم و آن را در پیش بگیریم و اینگونه، حال خوب و زندگی خوبی را در تجربه کنیم. دقت کنید که همواره هدفْ داشتن حال خوب بیشتر است. فنا فی الله، عشق، شهادت، بهشت و جهنم و ... نیز اگر صادقانه و به درستی در نظر گرفته شوند، دنبال شدن همین اصل در آنها دیده میشود.
مفاهیم "یین" و "ینگ" در ابتدا از کجا آمدهاند؟
از منظر یافتههای تاریخی، ریشههای اولیهی مفاهیم «یین» و «یانگ» به سادهترین پدیدههای عینی و فیزیکی در طبیعت بازمیگردد.
یین (Yin) به سایهدار بودن اشاره داشت، مانند دامنهی شمالی یک کوه یا کرانهی جنوبی یک رودخانه (که در سایه قرار میگیرد).
ینگ (Yang) به آفتابگیر بودن اشاره میکرد، مانند دامنهی جنوبی یک کوه یا کرانهی شمالی یک رودخانه (که در معرض آفتاب است). این واژهها بر روی استخوانهای پیشگویی (Oracle Bones) از دودمان شانگ (حدود ۱۶۰۰-۱۰۴۶ پیش از میلاد) — کهنترین شکل نوشتار چینی — یافت شدهاند. در این یافتهها، یین و ینگ مفاهیم هستیشناسی نبودند، بلکه تنها توصیفگرهایی برای موقعیتهای جغرافیایی و عینی به شمار میآمدند. این دوران را زمانی میدانند که بیشتر جنبهی تفألی ایجینگ(ییجینگ) مورد توجه قرار میگرفت.
یین (Yin) به سایهدار بودن اشاره داشت، مانند دامنهی شمالی یک کوه یا کرانهی جنوبی یک رودخانه (که در سایه قرار میگیرد).
ینگ (Yang) به آفتابگیر بودن اشاره میکرد، مانند دامنهی جنوبی یک کوه یا کرانهی شمالی یک رودخانه (که در معرض آفتاب است). این واژهها بر روی استخوانهای پیشگویی (Oracle Bones) از دودمان شانگ (حدود ۱۶۰۰-۱۰۴۶ پیش از میلاد) — کهنترین شکل نوشتار چینی — یافت شدهاند. در این یافتهها، یین و ینگ مفاهیم هستیشناسی نبودند، بلکه تنها توصیفگرهایی برای موقعیتهای جغرافیایی و عینی به شمار میآمدند. این دوران را زمانی میدانند که بیشتر جنبهی تفألی ایجینگ(ییجینگ) مورد توجه قرار میگرفت.