ریشهشناسی و مفهوم کلیدی:
عموماً zhun به صورت «تون»(tun) تلفظ میشود و به معنای «جمع شدن، انباشت و پر شدن از فراوانی» است. فقط در ای جینگ به صورت «ژون» تلفظ میشود و معنای «آغاز» را میدهد. نگاشت ژون تصویر تیغهی کوچکی از گیاه تازه روییده است که ریشهی عمیقی در خاک دارد؛ این نماد «رویشی تازه» است.
ساختارشناسی و نمادشناسی کهن:
تندر نماد طلوع، بهار و آغازی تازه است؛ آب نماد جریان ادامهدار سختیها و صادق ماندن در طول مسیر است؛ این فرآیند، همانند تولد یک قهرمان یا اسطوره—زئوس در اساطیر یونان یا تولد حضرت مسیح(ع)— با آشفتگی و سختیهای اولیه همراه است، اما در نهایت نظمی نوین میآفریند.
این وضعیت همچنین، صحنهی طوفان حضرت نوح(ص) را به تصویر کشیده است؛ آغازی پرآشوب برای دورانی تازه. پایان این طوفان، «دحو الارض» یا روز باز شدن زمین نام دارد، روزی که آبها فروکش کردند و عصر تازهای آغاز شد. تولد پیامبرانی مانند ابراهیم(ع) و مسیح(ع) و حتی ظهور منجی موعود به این روز منتسب شده است که همگی از «آغازی تازه» سخن میگویند. همهی اینها نشان از «آغازی تازه» دارند که در بستری از سختیها و فشارهای اولیه متولد میشوند.
حتی «بیگبنگ» به عنوان نمونهای کیهانی، مصداق همین آغاز پرتلاطم و دشوار است که نظم نوینی به وجود آورده است. از این رو این وضعیت، صحنهی ظهور خود برتر شما، از میان لایههای کهنهی ذهنی گذشتهی شماست؛ پس این سختیها بسیار فرخنده هستند.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
از آنجا که زندگی هر فرد، انعکاس ذهن و سطح آگاهی اوست، هر تجربهی تازهای نیازمند بینشی تازه است. طلوع این بینش جدید (که با نماد تندر نشان داده میشود)، طوفانی از افکار و احساسات خروشان را در ذهن به جریان میاندازد که طبیعتاً فشار، سختی، مهآلودگی و ابهام ایجاد میکند. از این رو در چنین شرایطی، سردرگمی درونی و سختیهای بیرونی با هم همراه میشوند. با این حال، این دشواریها در حقیقت نویدبخش طلوع دورانی نو هستند.
در این فرآیند، تندر در پایین، طلوع این بینش تازه را نشان میدهد که میتواند خواهان کنش، پیش رفتن و ایجاد سریع چیزی تازه نیز باشد. اما آب در بالا، با اینکه این جریان سخت و پرفشار آغازین را نشان میدهد، بر ضرورت حفظ نگاه توحیدی و بینش درست تأکید میکند. از این رو در این فضای تازه و ناشناخته، اگر فرد اسیر تمایلات ناهماهنگ آب و تندر برای عملگرایی زورمندانه، یا شتابزده پیش رفتن شود، در مشکلاتش فرو خواهد رفت.
تمرینهایی مانند یادخدا، ارتباط قلبی با انسان کامل، ذهنآگاهی، مراقبه یا نماز به آرام کردن این ذهن "پر تلاطم و مهآلوده" کمک میکند. اینگونه میان واکنشهای شتابزدهی برخاسته از افکار متلاطم و تشخیص آگاهانهٔ "خود برتر" میتواند تمایزی آشکار به وجود بیاید.
در این حالت، این "انسان بزرگ" است که به عنوان ناظری آرام شاهد این طوفان است و به این آشفتگی درونی و بیرونی سامان میدهد. بر همین اساس، کمک گرفتن از راهنمایی افراد آگاه و باتجربه، از استاد و پیر و گورو گرفته تا فردی که صرفاً در این مسئله آگاه است شیوهی بسیار هماهنگی است، چرا که بازتابی از همان "خرد برتر" در جهان بیرون است.
سیر معنایی:
پس از ششخطیهای اول(نیروی آغازگر) و دوم(پذیرنده)، نطفهٔ آسمان در رحم زمین قرار میگیرد و شاهد این «رویش تازه» هستیم.
گفتارهای شش خطی 3